موضوع انشا: كامپیوتر

موضوع انشا: كامپیوتر

کامپیوتر چیز بسیار خوبی می‌باشد و برای ما خیلی لازم داریم. پدرم به من قول داده که برای هر نمره بالای 12 در کارنامه‌ام یک تکه از آن را بخرد.

پدرم در کامپیوتر خیلی می‌فهمد و حتی توانسته یک بار به اینترنت وارد شود! مادرم در برخورد با کامپیوتر خیلی شاس می‌باشد و روزی 2 بارموس من را با جارو و بیل می‌زند، حتی تازگی‌ها در خانه ما تله موش هم کار گذاشته است به همین خاطر انگشت شصت هر دو پای پدرم قطع شده می‌باشد.

پدرم شبها به کافی شاپ می‌رود و چت می‌کند! مادر و پدر، همیشه در حال چک و لقد می‌باشند و مادرم به پدرم می‌گوید: تو مگه خودت خواهر مادر نداری که می‌روی با دخترهای خارجکی چت می‌کنی؟

پدر من تازگی‌ها در اورکات می‌باشد و من میدانم که اورکات خیلی بی‌ناموس می‌باشد و شنیده‌ام که خیلی دختر دارد و خیلی بدحجاب می‌باشند.

پدرم چند روزیست که موس مرا قایم کرده و میگوید مزاحم درس خواندن من می‌باشد. خواهرم خیلی وقت است شوهرش را کرده و الان هم بچه دارند. من گاهی به خانه آنها می‌روم و از آنجا کانکت می‌کنم و با آی‌دی دخترانه با پدرم چت می‌کنم و لاو می‌ترکانم. پدرم خیلی دروغ می‌گوید و در کامپیوتر می‌گوید بچه جردن بوده است و یک روز صبح بلند شده و دیده در جوب دروازه دولاب است. او میگوید: آب زده ما رو آورده پایین.

کامپیوتر بسیار مفید است و من آن را خیلی دوست دارم.این بود انشای من!
دیدگاه ها (۲)

آتیشی که از بارون شروع شدpart 42ویوی ا. تبرای چند ثانیه حتی ...

پارت سوم(عکس اول لباس آسا،عکس دوم لباسی که سئومی برداشت،عکس ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

★彡   Part 3 彡★ ذهنم به گذشته برگشت. زمانی که فقط ۴ سالم بود ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②④_بخش اول_ من از تو شروع میشومو...

#داستان_آموزنده #تلنگر "اجازه دهیم پدربزرگ دست به دیوار بزند...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊²دردی در قلبم هست که مرا نمی‌کُشد، اما اصلاً شب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش اول_ _سردرگم هستم. با خودم در جنگم.می‌خواه...

قسمت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط