دیگه نمیدونم باید ب چ بهونه ای بهت زنگ بزنم

دیگه نمیدونم باید ب چ بهونه ای بهت زنگ بزنم
واقعا مغزم ارور داده چ از بی بهونگیم برای زنگ زدن بهت ، چ از خنگی تو ، تو خنگی چون نمیفهمی چقد دوست دارم و چقد دلم برات تنگ میشه و چقد وابستتم
حالام ک مارو فروختی ب چند تا آدم ک اسم خودشونو (دوست) گذاشتن
فراموشم کردی ولی فراموشت نکردم
خوش باشی✨️
دیدگاه ها (۱۷)

Love youپارت پنجم-عامم اینجوری ک تو تعریف کردی حسودیم شد بهش...

چندتا نکته میگم مخصوص برعندازاسدرسته اینا خیلی اوسگلن ولی دل...

رمان دخت من

Love youپارت دوازدهمسرم بدجور درد میکرد بزور چشمامو باز کردم...

ظریف زر نزن،توالان باید پشت میله های زندان باشی خائنمیخای بس...

P2« فلش بک ب ساعت ۷ شب »ویو کیسوکه:خونه رو مرتب کردم و رفتم ...

Multi-Part: 6When you were pregnant, you went to the gym wit...

هلو من ا.تم و ۲۰ سالمه و ۹ ماهه که با نامجون ازدواج کردم..(ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط