لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شود

لب به لب های تو و....ای وای غوغا می شود
آسمان می ترکد و آشوب برپا می شود

از لبان بسته ام با مُهر لب هایت ببین
صرف فعل دوستت دارم چه زیبا می شود

در کنارم استکان و دست من در دست توست
تا سحر بیدار بنشینیم اِحیا می شود

تا تو هستی و غزل من عاشقت هستم ولی
وعده های بی خودت امروز و فردا می شود

من عذابم با تو تا روز قیامت هم بجاست
پرده بردارم ز دردم موج دریا می شود

نازخاتون منی از صد هزاران سالِ پیش
بوی جوی مولیانم در تو پیدا می شود
دیدگاه ها (۲)

از دنیا دل کندمبحث عشق و عاشقی نیستخم شد کمر اعتمادهایم...ای...

شب به سحر نمیرسد ، گر نکنم خیال تو....این دل بیقرار من ، رشک...

خسته ام بعد تو از این همه شب بیداری دم به دم یاد تو و درد و ...

زد هوایت بر سرم، سرتاسرم را باد برد تا قلم در دست غم شد ، جو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط