هوای روی تو دارم نمی گذارندم

هوای روی تو دارم نمی گذارندم
مگر به کوی تو این ابرها ببارندم

مرا که مست توام این خمار خواهد کشت
نگاه کن که به دست که می سپارندم

مگر در این شب دیر انتظار عاشق کش
به وعده های وصال تو زنده دارندم

غم نمی خورد ایام و جای رنجش نیست
هزار شکر که بی غم نمی گذارندم

سری به سینه فرو برده ام مگر روزی
چو گنج گم شده زین کنج غم برآرندم

چه بک اگر به دل بی غمان نبردم راه
غم شکسته دلانم که می گسارندم

من آن ستاره ی شب زنده دار امیدم
که عاشقان تو تا روز می شمارندم

چه جای خواب که هرشب محصّلان فراق
خیال روی تو بر دیده می گمارندم

هنوز دست نشسته ست غم ز خون دلم
چه نقش‌های که ازین دست می‌نگارندم

کدام مست می از خون سایه خواهد کرد
که همچو خوشه‌ی انگور می فشارندم

#هوشنگ_ابتهاج
دیدگاه ها (۱۰)

عشق تنها وقتی عشق است کهبی‌چشم‌داشت ارزانی شودمثلاً نمی‌توان...

آری آری ،گفته ام اينجاماجراها گونه‌گون و رنگ وارنگ است.راهها...

نمیدانم چه میخواهم بگویمزبانم در دهان باز بسته استدر تنگ قفس...

صاحب دلی را گفتند بدین خوبی که آفتابست نشنیده ایم که کس او ر...

شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برای ...

🚩 شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برا...

. شعرخوانی طوفانی و حماسی جناب محمد رسولی در مصلای تهران برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط