بعد تو بغض و لبخندم را به هم آمیختم

بعد تو بغض و لبخندم را به هم آمیختم

از تو شعری گفتم و اشک خدا را ریختم

بعد تو طعنه ی ثانیه آزارم میداد،

ساعتم را در وسط شهر به دار آویختم
@lovehome
دیدگاه ها (۱)

من تو همه ماهیانه چقد خرج لوازم ارایشی پوشاک و اینترنت میکنی...

در میان 27 نوع احساس ، حس " غم " با 120 ساعت ، ماندگارترین ح...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

part 8?جیمین ویو:خیلی خوابم میومد و دلم میخواست بخوابم اما ت...

برده عمارت جئون

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 148✦...................

پارت: 17 (بخش3) **زاویه دید: زین**بدونِ اینکه برگردم سمتش، ب...

#in_your_eyespart_10۰ویو کایلاچند ثانیه...کوک حتی نفس هم نمی...

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_23به عمارت که رسیدیم ماشینو ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 106・⁠]⁠ᕗ از دل درد کمی چهره ...

رمان عشق مافیا پارت 12از زبان ا/ترفتم داخل نگهبان هم بیرون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط