تحمل می کنم...

تحمل می کنم...
سختی پوشیدنش در روزهای گرم تابستان را...
دست وپاگیری اش را...
خاکی شدنش را...
طعنه شنیدن هایش را...
فقط به عشق شما بانو...
سختی های چادر سر کردن من...
از سیلی خوردن در کوچه های مدینه که سخت ترنیست...
دیدگاه ها (۲۱)

خط شکن:چه روزهای سختی رو پشت سر گذاشتیمفکر می‌کردیم روز سقوط...

📚موهبتی به‌نام زندگیتا برق قطع نشود، قدرش را نمی‌دانیم. تا ش...

صدای نازنین، با وجودِ آن ضعف و بی‌حالی، مثل برخوردِ یک تیغه‌...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل۱ پارت ۲ ‌آنیا سعی کرد نگاهش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۸: انفرادیجونگ‌کوک نفس عمیقی کشید، هرچند ...

پروانه جان

خطوط قرمز و لمس‌های ممنوعه (۱)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط