دفترچه خاطرات💫
دفترچه خاطرات💫
part:¹⁴
ویو جین
وقتی که گرفته بودمش خیلی فاصله مون کم بود
یهو نفهمیدم چیکار کردم
سریع رفتم سمت لباش و بوسیدمش
تو شک بودم که چرا اینکارو کردم
ولی بعد فهمیدم کار درستی کردم و فقط لذت بردم.
ویو ا.ت
داشتم میافتادم که جین منو گرفت
خیلی به هم نزدیک بودیم
خجالت کشیدم
سرم رو اوردم پایین
ولی یهو محکم سرم رو اورد بالا و و جین منو مهم بوسید
راستش خیلی ذوق زده و خیلی سورپرایز شدم
ولی چرا اینکارو کرد
راستش منم بدم نیومد همراهیش کردم
چند مین بعد
ویو جین
به زور ازش جدا شدم
یه حس عجیبی داشت
دختری که تا دیروز بهش نگاه میکردم میخندیدم...الان عاشقش شدم؟
شاید یکم دوستش داشته باشم
یکمم که البته زیاد ولی نه ولش کن.....
بهش نگاه کردم
انتظار داشتم الان خجالت بکشه ولی متاسفانه انگار به زور رو پاهاش وایساده بود
انگار درد داشت
ولی پنهانش میکرد.
دستش رو معدش بود و فشارش میداد
نگرانش شدم
اههه یادم رفته بود دکتر گفته بود زیاد بهش احساس شوک ندید یا سورپرایزش نکنید اه
سریع بغلش کردم و رو زمین نشستم
جین:ا.ت معدت درد میکنه؟میخوای ببرمت بیمارستان؟
ا.ت:ن.نه....یکم از وقت قرص ام زیادی گذشته.
جین:قرصت کو برم بیارم؟
ا.ت:تموم شده(بغض)
جین:چییی؟ چند وقته که تموم شده ا.ت چرا به من نگفتی؟
ا.ت: دو هفته است...راستش خجالت کشیدم بهت بگم.
جین:هوفففف اشکال نداره الان اگر دعوات کنم حالت فقط بدتر میشه....میتونی پاشی؟
ا.ت:آره فکر کنم
ویو ا.ت
معده دردم خیلی شدید بود
انگار که داشتم میمردم
به زور اومدم پاشم که افتادم زمین
ا.ت:اخخخخ
جین:پاشو ببرمت داروخونه و دکتر
ا،ت: نمیخو__
جین:رو حرف من حرف نزن همینجوریم از دستت عصبانی ام ا.ت(عصبی)
ویو جین
سریع پاشدم بغلش کردم
بردمش تو ماشین
به سمت بیمارستان حرکت کردم
۳ ساعت بعد
ویو جین
بردمش بیمارستان
حتی دکتر هم از این وضعیتش شوکه شده بود
بهش چند تا سرم زدن و بهترش کردن
خیالم راحت شد
ولی اگر بخاطر دیر خوردن قرص بود
یعنی از اون بوسه بدش نیومده؟
ادامه دارد.....
چطور بود؟
part:¹⁴
ویو جین
وقتی که گرفته بودمش خیلی فاصله مون کم بود
یهو نفهمیدم چیکار کردم
سریع رفتم سمت لباش و بوسیدمش
تو شک بودم که چرا اینکارو کردم
ولی بعد فهمیدم کار درستی کردم و فقط لذت بردم.
ویو ا.ت
داشتم میافتادم که جین منو گرفت
خیلی به هم نزدیک بودیم
خجالت کشیدم
سرم رو اوردم پایین
ولی یهو محکم سرم رو اورد بالا و و جین منو مهم بوسید
راستش خیلی ذوق زده و خیلی سورپرایز شدم
ولی چرا اینکارو کرد
راستش منم بدم نیومد همراهیش کردم
چند مین بعد
ویو جین
به زور ازش جدا شدم
یه حس عجیبی داشت
دختری که تا دیروز بهش نگاه میکردم میخندیدم...الان عاشقش شدم؟
شاید یکم دوستش داشته باشم
یکمم که البته زیاد ولی نه ولش کن.....
بهش نگاه کردم
انتظار داشتم الان خجالت بکشه ولی متاسفانه انگار به زور رو پاهاش وایساده بود
انگار درد داشت
ولی پنهانش میکرد.
دستش رو معدش بود و فشارش میداد
نگرانش شدم
اههه یادم رفته بود دکتر گفته بود زیاد بهش احساس شوک ندید یا سورپرایزش نکنید اه
سریع بغلش کردم و رو زمین نشستم
جین:ا.ت معدت درد میکنه؟میخوای ببرمت بیمارستان؟
ا.ت:ن.نه....یکم از وقت قرص ام زیادی گذشته.
جین:قرصت کو برم بیارم؟
ا.ت:تموم شده(بغض)
جین:چییی؟ چند وقته که تموم شده ا.ت چرا به من نگفتی؟
ا.ت: دو هفته است...راستش خجالت کشیدم بهت بگم.
جین:هوفففف اشکال نداره الان اگر دعوات کنم حالت فقط بدتر میشه....میتونی پاشی؟
ا.ت:آره فکر کنم
ویو ا.ت
معده دردم خیلی شدید بود
انگار که داشتم میمردم
به زور اومدم پاشم که افتادم زمین
ا.ت:اخخخخ
جین:پاشو ببرمت داروخونه و دکتر
ا،ت: نمیخو__
جین:رو حرف من حرف نزن همینجوریم از دستت عصبانی ام ا.ت(عصبی)
ویو جین
سریع پاشدم بغلش کردم
بردمش تو ماشین
به سمت بیمارستان حرکت کردم
۳ ساعت بعد
ویو جین
بردمش بیمارستان
حتی دکتر هم از این وضعیتش شوکه شده بود
بهش چند تا سرم زدن و بهترش کردن
خیالم راحت شد
ولی اگر بخاطر دیر خوردن قرص بود
یعنی از اون بوسه بدش نیومده؟
ادامه دارد.....
چطور بود؟
- ۵.۷k
- ۱۱ فروردین ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط