وسعت اشکم چو دریا مُلک جانم را گرفت

وسعت اشکم چو دریا مُلک جانم را گرفت
پیش چشم روشنت امّا، سرابم ، صوری ام
قهوه ی قاجاریَت صد کشته داد، افسوس من
چای سردی مانده بر دستان شرمِ قوری ام
کلبه ی احزان شده این خانه از هجران تو
همچو یعقوب از فراقت شد زبانزد کوری ام
از چه می ترسی؟بزن فریاد، حقّت را بگیر
ضربه ضربه با سکوتت می کنی ساطوری ام
بی سبب نقش مرا از دیده پنهان می کنی
من که خود ازخط خطی های غمت هاشوری ام!
دیدگاه ها (۶)

نیستم شاعر! قلم فرسای درد دوری اممی نویسم از غم و دلشوره ی م...

تقدیم نگاه زیبا پسندانه تک تک شما ❤️

ده تا دوستت می دارم خب؟هشت تاش به خاطر خودت که ناز و دلبرییه...

به جرم اینکه بهشت زیر پایشان بود دنیا را برای خود جهنم کردند...

دو سه ماه پیش خیلی بیشتر زنگ میزدی..😒😂#شاد #ترند #دابسمش#احس...

عشق ورزیدن دست وپنجه نرم کردن

روز پسر مبارک! ❤️🔥۳۰ مهر، فقط یه تاریخ نیست؛یه بهونه‌ست برای...

هواللهم، بفضل العلم والعمل المتجذرين في التوحيد، بلِّغني الت...

آدم‌ها راآرام آرام دوست داشته باشیم!هربار چایِ داغ رابا عجله...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط