رمان : آیدل من

رمان : آیدل من

پارت :«2»

ویو «ا/ت»
با حرفی که آقای جانگ زد داشتم بال درمیاوردم میگین چرا خوب چونکه قراره جونگکوک کراشمو ببینم عررررررررر خیلی خوشحالم که با خوشحالی گفتم
ا/ت : واییییییی قرارههههه جونگکوک ببینممممم عررررررر
دخترا میدونستن که کراشم و بایستم تو بی تی اس جونگکوکهههههههه
پس خندیدن و منم با خندشون خندیدم و.....
ویو «جونگکوک»
پی دی نیم گفت که قرار با کمپانی «mnj» قرار داد ببندند خیلی خوشحال شدم چونکه قراره عشقمو جونمو نفسمو یعنی ا/ت ببینم خیلی خوشحالم پی دی نیم گفت که قرار ساعت چهار کمپانی باشیم تا با گروه «بیبی بلک» آشنا شیم الان ساعت ۱۲ بود پس با اعضا نهار خوردیم و رفتیم خوابیدیم ، ساعتمو برای ساعت ۲ کوک کردم و رفتم خوابیدم .......
ویو «ا/ت»
صبحونه خوردیم خونه رو تمیز کردیم ساعت ۱۲ شد نهار خوردیم رفتیم تو اتاقامون ساعتمو کوک کردم برای ساعت ۲ گرفتم خوابیدم ......
ویو «جونگکوک»
ساعت دو بود با صدای هشدار ساعت بیدار شدم اعضا رو بیدار کردم ، یه حموم نیم ساعتی گرفتم اومدم بیرون لباس « عکس میدم» پوشیدم موهامو خشک کردم رفتم پایین اعضا پایین بودن منتظر من بودن رفتیم سوار ماشین شدیم راه افتادیم کمپانی
^ نیم ساعت بعد ^
ویو «جونگگوک»
رسیدیم کمپانی از ماشین اومدیم بیرون رفتیم داخل کمپانی و رسیدیم به آسانسور سوار آسانسور شدیم و دکمه ی طبقه ی 6 رو زدم
رسیدیم به طبقه 6 از اسانسور خارج شدیم و به سمت دفتر مدیران که میشه مال رئیس کمپانی ها در زدیم هنوز گروه «بیبی بلک » نیومده بود سلام و تعظیم کردیم و رو صندلی نشستیم که پی دی نیم گفت
پی دی نیم : .......

خمارییییییی
دیدگاه ها (۰)

«عکس شخصیت های اصلی رمان »:«ایدل من»

رمان :آیدل من پارت :«1»ویو «ا/ت» صبح با صدای کیتی که داشت خو...

زیبایی تو | قسمت 1

#زیبایی.توPart: 1ویو ا/ت:شب ساعت 10:00 بود هنوز منتظر بودم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط