سهراب گفتیچشمها را باید شست


سهراب گفتی:چشمها را باید شست....
شستم ولی !....

گفتی:جور دیگر باید دید....

دیدم ولی !...

گفتی زیر باران باید رفت رفتم ولی !....????

او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را...

هیچ کدام را ندید????

فقط در زیر باران با طعنه ای خندید و گفت:

دیوانه باران ندیده.....
دیدگاه ها (۳)

بعد از مرگم ...جنازمو بسوزونین...میخام حسرت سرخاک اومدنم سر ...

‫  "ع ش ق"   واژه ی غریبیست عشق...   لحظه ای آبادت میسازد، ل...

الی کل من تعرض لسهام الخیانه والغدر:وصل بیک ألقطار ألأخر ألم...

روحی مذبوحه ذبح وترید اطـیر؟؟امنین حظی إیطییر المذبوحهلا تأم...

اهو

اوای فنوتpart=۳۴ساعت ها بعد – لب رودخانه، زیر نور خورشید صبح...

دوست پسر قا/تل ۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط