Part۲
تابع قوانین جمهوری اسلامی
کمر از یه ساعت دیگه با پسره قرار دارم ، لباس صورتی رنگی پوشیدم (اسلاید دو) و آرایش لایتی کردم و به سمت کافه ای که قرار بود همو ببینیم رفتم....
وقتی وارد شدم پسر خوشتیپ و کیوتی ازم استقبال کرد و پشت میز نشستیم ، خیلی پسر کیوت و شوخی بود و همش منو میخندوند به طوری که کلا یادم رفت برای حرص دادن هیونجین اومدم سر قرار
ویو هیونجین:
توی جلسه بودم که پیامکی برام اومد و وقتی بازش کردم ات بود که با یه پسر داشتن بگو بخند میکردن ، لوکیشن رو گرفتم و جلسه رو تموم کردم و سوار ماشینم شدم و به سمت لوکیشنی که برام فرستاده شده بود رفتم....
ویو ات
~ ببخشید ،میتونم یه سوال ازتون بپرسم؟
بله حتماً ، بپرسین
~ شما دوست پسر دارین ؟
نمیخواستم بفهمه ، چون اگه میفهمید فکر میکرد دارم به دوست پسرم خیانت میکنم
خب...ندارم
~ خب پس عالیه ، الان برمیگردم ، منتظرم باشین
باشه منتظر میمونم...
چند دقیقه گذشت اما نیومد ، دیگه داشتم ناامید میشدم که صدای پاهایی رو حس کردم و سرمو بلند کردم و با چهره ی هیون روبه رو شدم
هی..هیون
پشت میز روبه روم نشست و دستاشو زیر چونش گذاشت
_ خب...
اون کجاست ؟
_متاسفانه دیگه توی این دنیا نیست...
چطور اینجارو پیدا کردی ؟ چرا اومدی اینجا
_ خب یه دوست برام عکس دوست دخترم با یه پسر دیگه رو برام فرستاد ، به نظرت باید چیکار میکردم ؟ میزاشتم دوست دخترم بهم خیانت کنه ؟
کمر از یه ساعت دیگه با پسره قرار دارم ، لباس صورتی رنگی پوشیدم (اسلاید دو) و آرایش لایتی کردم و به سمت کافه ای که قرار بود همو ببینیم رفتم....
وقتی وارد شدم پسر خوشتیپ و کیوتی ازم استقبال کرد و پشت میز نشستیم ، خیلی پسر کیوت و شوخی بود و همش منو میخندوند به طوری که کلا یادم رفت برای حرص دادن هیونجین اومدم سر قرار
ویو هیونجین:
توی جلسه بودم که پیامکی برام اومد و وقتی بازش کردم ات بود که با یه پسر داشتن بگو بخند میکردن ، لوکیشن رو گرفتم و جلسه رو تموم کردم و سوار ماشینم شدم و به سمت لوکیشنی که برام فرستاده شده بود رفتم....
ویو ات
~ ببخشید ،میتونم یه سوال ازتون بپرسم؟
بله حتماً ، بپرسین
~ شما دوست پسر دارین ؟
نمیخواستم بفهمه ، چون اگه میفهمید فکر میکرد دارم به دوست پسرم خیانت میکنم
خب...ندارم
~ خب پس عالیه ، الان برمیگردم ، منتظرم باشین
باشه منتظر میمونم...
چند دقیقه گذشت اما نیومد ، دیگه داشتم ناامید میشدم که صدای پاهایی رو حس کردم و سرمو بلند کردم و با چهره ی هیون روبه رو شدم
هی..هیون
پشت میز روبه روم نشست و دستاشو زیر چونش گذاشت
_ خب...
اون کجاست ؟
_متاسفانه دیگه توی این دنیا نیست...
چطور اینجارو پیدا کردی ؟ چرا اومدی اینجا
_ خب یه دوست برام عکس دوست دخترم با یه پسر دیگه رو برام فرستاد ، به نظرت باید چیکار میکردم ؟ میزاشتم دوست دخترم بهم خیانت کنه ؟
- ۱۰.۰k
- ۰۹ آبان ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط