تو کہ از یاد بردی درقفس شوق رهایی را

تو کہ از یاد بردی درقفس شوق رهایی را
چہ میخوانی کجائیدای شهیدان خدایی را

بہ کوی عافیت سردرگمی بیهوده می گردی
نمی یابی بلاجویان دشت کــــــــــربلایی را
دیدگاه ها (۱)

✍ ازگمنامی نترساز اینکہ اسم ورسمے نداری نترساز تنهاییت در عی...

اگر می‌خواهید کارتان برڪت پیدا کندبہ خانوادہ شهدا سر بزنیدزن...

آقا جان، دوستانت را دوست می داریم و دشمنانت را دشمن.رهبرم تو...

فرمانده دلها❣ فداے رهبر و یڪ تار مویشـ بتابـد تا ابـــد خور...

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماندچه باید گفت با آن‌کس ک...

دلنوشته :

هرچه پول داشت کتاب خرید؛پدر پرسید: دنبال چه می‌گردی؟ گفت: دن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط