گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…

اما مهربانم دیگر دلی برایم باقی نمانده که بخواهد از پس ناگفته ها بنویسد

خسته از گذشته های نه چندان دور و بدون هیچ امیدی به آینده…

تنها کوله باری از خاطرات را به دوش می کشم

جایی سراغ نداری که بتوانم تنها برای لحظه ای کوله ام را بگذارم
و به اندازه چشم بر هم زدنی آرام گیرم؟

نه …

از من نخواه که کوله ام را بر شانه های تو بگذارم…

حتی شانه هایت را در رویا نیز از آن خود نمیدانم

این است حقیقت

نه،
شانه هایت با ارزش تر این است که آرامگاه من باشند!

با ارزش تر ..باور کن …
دیدگاه ها (۷)

ﮔﯿﺴﻮﺍﻧﺖ ﺯﯾﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﻋﻄﺮ ﮔﻨﺪﻡﺯﺍﺭ ... ﻓﮑﺮﺵ ﺭﺍ ﺑﮑﻦ !ﺑﺎ ﺗﻮ ﺁﺩﻡ ﻣﺴ...

بی شمارند آنهایی که.... نامشان "آدم" است ...

ﮪﯿـــــــﺲ ......ﺣﺎﻟـــــﻢ ﺧﻮﺏ ﺍﺳﺖ ﺧـــــﻮﺏ ﺧـــــــــــــــ...

.وقتی پشت سر پدرت از پله ها پایین می رویو می‌بینی چقدر آهسته...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی… اما مهربانم دیگر دلی برایم ب...

گفتی دلتنگ دل نوشته هایم هستی…اما مهربانم دیگر دلی برایم باق...

این روزها، هوای دیدنت چقدر در من بیداد میکند می گویند چشم ان...

نامه یک پرستار به مریضدوست عزیز من سلاموقتی من این نامه را ب...

💠 حکایت میرزا محمّد حسین نائینی که در زمان غیبت کبری به خدمت امام مهدی(عج) رسیده _ قسمت اول...💠

🌹حکایت میرزا محمّد حسین نائینی که به خدمت امام مهدی(عج) رسیده قسمت اول...🌹

رئیس‌جمهور بود.از او در رابطه با پایان جنگ سؤال شد.سر را بال...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط