باز من و صدای گیتار تویه خلوت یه دیوار
باز من و صدای گیتار تویه خلوت یه دیوار
با صدای لرزش تا ر میرسد لحظه ی دیدار
لحظه ی دیدار با تو لحظه ای بیدار باتو
تو یه عالم خیالم میشوم بیمار با تو
یه نوای سردوخسته با یه گیتار شکسته
یاد حرفای تو افتم با صدای تاربسته
من و این گیتار غمگین عمری با صدای سنگین
درد و دل داریم باهم پی یک سکوت نگین
رقص دستان من وتار میشکند سکوت بی بار
می طراود از من و اون ناله هایی از دل زار
دوباره اشکم سرگیر می شود گیتارم دلگیر
جای اشک یه بغض بی حرف می کند گیتار و دلگیر
میریزد بهم صدایش میشه ایهام نوایش
سخته همدردی با او درد پیر بی دوایش
دست من دیوانه وار میزند به تار گیتار
یه صدای سست و بی روح میشکند سکوت بی آر
میرسد سکوت مبهم دقایق از پی هم
یه هو به خود می آیم سردوسوخته پراز غم
آره این قصه ی ما بود قصه ی تکرار بی سود
من و این گیتار.... خاطراتی کهنه و زود
با صدای لرزش تا ر میرسد لحظه ی دیدار
لحظه ی دیدار با تو لحظه ای بیدار باتو
تو یه عالم خیالم میشوم بیمار با تو
یه نوای سردوخسته با یه گیتار شکسته
یاد حرفای تو افتم با صدای تاربسته
من و این گیتار غمگین عمری با صدای سنگین
درد و دل داریم باهم پی یک سکوت نگین
رقص دستان من وتار میشکند سکوت بی بار
می طراود از من و اون ناله هایی از دل زار
دوباره اشکم سرگیر می شود گیتارم دلگیر
جای اشک یه بغض بی حرف می کند گیتار و دلگیر
میریزد بهم صدایش میشه ایهام نوایش
سخته همدردی با او درد پیر بی دوایش
دست من دیوانه وار میزند به تار گیتار
یه صدای سست و بی روح میشکند سکوت بی آر
میرسد سکوت مبهم دقایق از پی هم
یه هو به خود می آیم سردوسوخته پراز غم
آره این قصه ی ما بود قصه ی تکرار بی سود
من و این گیتار.... خاطراتی کهنه و زود
- ۲.۳k
- ۱۳ دی ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط