مسابقه عکاسی

مسابقه عکاسی


میگویی به خاطر من
کلاف ابرها را باز می کنی
باورم نمی شود

می گویی ماه را دوباره به پیشانی آسمان می چسبانی
تردید می کنم

دستی که به سویت آورده ام بگیر
یا یکه می خوردم از سردی وعده هات
یا دلم را گرم میکنی
که یکه نیستم در این تاریکی

آن وقت شاید
من ابرها را بتارانم
تو آسمان را بیارایی
دیدگاه ها (۱۸)

من کدوم هستموای که خوابم نمیاداز بیخوابی حذیون میگم.... هه...

تو بگو فقط بگو با تو بمونم یا برامآخه من هیچ ...

مسابقه عکاسیاینم از مرغ و خورس .... خودمون البته خونه مامان ...

مظفر کنار دریا نشسته بود و دید زنی در حال غرق شدن فریاد می ز...

میگویم به خاطر من کلاف ابرها را باز می کنی باورم نمی شود...

ابر ها مثل تاریک ترین لوی تحریکات سمت آسمان گریخته بودند، بو...

چند پارتی مافیایی

پارت ۶ : سایه پیشنهاد

تک پارتی از تئودور نات

..My evil angel..پارت⁸🪽🔥 فصل اول: چیزی که اسمش را نمی‌دانستچ...

#وَ_درد...و دردکه این بار پیش از زخم آمده بودآنقدر در خانه م...

سناریو ساسونارو# 🩸«ماه و خورشید: افسانه‌یِ خون و اشک» ☀️## ق...

#آشنایی_غیر_منتظره پارت #هجده _تو بخواب چیزی نبود. به جای با...

جنون مافیا ☆part36S1☆_هی... شو..خیت گرفته ولم کن... بدنم... ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط