کاش می شد خنده را تدریس کرد

کاش می شد خنده را تدریس کرد
کارگاه خوشدلی تاًسیس کرد
کاش می شد عشق را تعلیم داد
ناامیدان را امید و بیم داد
شاد بود و شادمانی را ستود
با نشاط دیگران ، دلشاد بود
کاش می شد دشمنی را سر برید
دوستی را مثل شربت سر کشید
دشمن بی رحمی و اجحاف بود
دوستدار نیکی و انصاف بود
کاش می شد پشت پا زد بر غرور
دور شد از خود پسندی، دور دور
با صفا و یکدل و آزاده بود
مثل شبنم بی ریا و ساده بود
از دو رنگی و ریا پرهیز کرد
کینه را در سینه حلق آویز کرد
کاش می شد ساده و آزاد زیست
در جهانی خرم و آباد زیست
دیدگاه ها (۱)

❤❤❤❤❤❤

افریدگارم ... ﺍﺯ ﺑﺎﺑﺖ ﺯﻳﺒﺎﺗﺮﻳﻦ ﺗﻜـﺮﺍﺭ ﺍﻳﻦ ﺩﻧﻴﺎﻛﻪ ﺑﻴﺪﺍﺭﻳﺴﺖ ﺗﻮ...

بـی بــهـانـه خوبــ بـاشـیم..❤هرگاه عیبی در من دیدی، به خودم...

❤❤❤❤❤❤

معامله p5بالاخره شب تمام شد.نور کم‌رنگ صبح از میان پرده‌های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط