‌سالها رفت و هنوز ؛

‌سالها رفت و هنوز ؛
یک نفر نیست بپرسد از من
که تو از پنجرهِ عشق چه ها می خواهی؟
صبح تا نیمه ی شب منتظری ،
همه جا می نگری
گاه با ماه سخن می گویی
گاه با رهگذران ؛
خبر گمشده ای می جویی
راستی گمشده ات کیست؟
کجاست؟
یادت بخیر یار فراموش کارمن
دیدگاه ها (۰)

کابوس بدای شدای عشقم برای ماندنت دعا میکنم 😔کابوس بدای شدای ...

«هیــــــــچ زندانیبه اندازه زندانی که نمی دونیمدر اون قــــ...

بی‌تاب شدن ، دم نزدن ، عادتم این است با خونِ جگر ساخته‌ام ؛ ...

مرا با روح مشتاق و دل ترسان خوددر آغوش بگیرتا آنچه را زمان و...

✨️یک نفر نیست بپرسد از من🪐که تو از پنجره عشق چه‌ها می‌خواهی✨...

پیکان، ماشین نبود، مرام بودپیکان برای ما ایرانیها ، فقط یک "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط