سنگدل
#سنگدل
part 8
رومی بیدار شد
سریع به موهایش را شانه زد و گوجه ای بست و لباسش را پوشید و به سمت آشپزخانه رفت
صبحانه جینو را آماده کرد و روی میز چید
چند دقیقه ای گذشت که جینو وارد آشپزخانه شد
روی صندلی نشست و شرول کرد به صبحانه خوردن
صبحانه اش که تمام شد بلند شدو رو به رومی گفت
_وظیفه بقیه خدمتکار هاست ظرف ها رو بشورن پس لازم نیست ظرف ها رو بشوری برو اتاق کارم چند تا کاغذ هست وظیفه امروز خدمتکار ها واسه مهمونی و نوشتم به همراه اسمشون اون رو به آجوما بده تا بهشون بده
+بله ارباب
جینو کتش را برداشت و از خانه خارج شد
رومی با اتاق کار جینو رفت کاغذ ها را برداشت
پیش آجوما رفت و کاغذ ها رو به آجوما داد
+اینا رو ارباب گفتن بدم بهتون تا طبق اسماشون وظیفه امروزشون و بدونن فکر کنم امشب مهمونی هست
&او درسته بانو دایون میان و قراره جشن برگزار بشه
+بانو دایون؟؟
_بله دوست دختر ارباب
+آها
&رومی این کاغذ برای توعه برو کار هایی که توش نوشته شده رو انجام بده بعد از انجام هرکار باید جلوش تیک بزنی ارباب چک میکنه کاغذا رو
+چشم
رومی نگاهی به کاغذ کرد
اولین کارش تمیز کردن اتاق جینو بود
به طرف اتاق جینو رفت
اتاق مرتب بود
فقط چند وسیله سرجایش نبود
و کمی گرد و خاک در اتاق بود
شروع کرد به دستمال کشیدن اتاق
بعد از 6 ساعت تمام کار هایش را انجام داد
پیش آجوما رفت
+آجوما این کاغذ خدمت شما تموم کار ها رو انجام دادم
&باسه دخترم حالا برو واسه شب آماده شو لباست روی تختته
+چشم
رومی به اتاق رفت و لباس را پوشید
لباس کوتاهی بود کمی باز بود ولی بد نبود
لباس را پوشید
موهایش را دوباره گوجه ای بست و از اتاق خارج شد
پیش آجوما رفت
تمامی خدمتکار ها برگه ها را تحویل دادند و رفتند آماده شوند
&رومی تو مسئول در هستی برو و جلوی در وایستا
+چشم
رومی به سمت در رفت و جلوی در ایستاد در را باز کرد تا مهمان ها وارد عمارت شوند
1 ساعتی گذشت
دختری با ناز و عشوه وارد عمارت شد
+خوش اومدید بانو
آجوما سریع به سمت دختر آمد
&سلام بانو دایون خوش اومدید
دایون=مچکرم
دایون به سمت پذیرایی رفت و روی کاناپه نشست
ادامه دارد......
part 8
رومی بیدار شد
سریع به موهایش را شانه زد و گوجه ای بست و لباسش را پوشید و به سمت آشپزخانه رفت
صبحانه جینو را آماده کرد و روی میز چید
چند دقیقه ای گذشت که جینو وارد آشپزخانه شد
روی صندلی نشست و شرول کرد به صبحانه خوردن
صبحانه اش که تمام شد بلند شدو رو به رومی گفت
_وظیفه بقیه خدمتکار هاست ظرف ها رو بشورن پس لازم نیست ظرف ها رو بشوری برو اتاق کارم چند تا کاغذ هست وظیفه امروز خدمتکار ها واسه مهمونی و نوشتم به همراه اسمشون اون رو به آجوما بده تا بهشون بده
+بله ارباب
جینو کتش را برداشت و از خانه خارج شد
رومی با اتاق کار جینو رفت کاغذ ها را برداشت
پیش آجوما رفت و کاغذ ها رو به آجوما داد
+اینا رو ارباب گفتن بدم بهتون تا طبق اسماشون وظیفه امروزشون و بدونن فکر کنم امشب مهمونی هست
&او درسته بانو دایون میان و قراره جشن برگزار بشه
+بانو دایون؟؟
_بله دوست دختر ارباب
+آها
&رومی این کاغذ برای توعه برو کار هایی که توش نوشته شده رو انجام بده بعد از انجام هرکار باید جلوش تیک بزنی ارباب چک میکنه کاغذا رو
+چشم
رومی نگاهی به کاغذ کرد
اولین کارش تمیز کردن اتاق جینو بود
به طرف اتاق جینو رفت
اتاق مرتب بود
فقط چند وسیله سرجایش نبود
و کمی گرد و خاک در اتاق بود
شروع کرد به دستمال کشیدن اتاق
بعد از 6 ساعت تمام کار هایش را انجام داد
پیش آجوما رفت
+آجوما این کاغذ خدمت شما تموم کار ها رو انجام دادم
&باسه دخترم حالا برو واسه شب آماده شو لباست روی تختته
+چشم
رومی به اتاق رفت و لباس را پوشید
لباس کوتاهی بود کمی باز بود ولی بد نبود
لباس را پوشید
موهایش را دوباره گوجه ای بست و از اتاق خارج شد
پیش آجوما رفت
تمامی خدمتکار ها برگه ها را تحویل دادند و رفتند آماده شوند
&رومی تو مسئول در هستی برو و جلوی در وایستا
+چشم
رومی به سمت در رفت و جلوی در ایستاد در را باز کرد تا مهمان ها وارد عمارت شوند
1 ساعتی گذشت
دختری با ناز و عشوه وارد عمارت شد
+خوش اومدید بانو
آجوما سریع به سمت دختر آمد
&سلام بانو دایون خوش اومدید
دایون=مچکرم
دایون به سمت پذیرایی رفت و روی کاناپه نشست
ادامه دارد......
- ۱.۹k
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط