چه آرزوی قشنگی است زندگی با تو
چه آرزوی قشنگی است زندگی با تو
تویی دلیل نفس های خسته ام یا تو ؟
میان پیرهنت نور می بری همه جا
که مثل ماه درخشنده ای سراپا تو
دو چشم خون جگرم وقف دیدنت شده است
اگرچه داری ازین بیشتر تماشا تو
تو آبشاری و من قایقی پر از هیحان
که بی اراده روانم نفس نفس تا تو
چگونه شعله تنم! کاه را نمی سوزی ؟
عجیب با دل من می کنی مدارا تو
به دست و پا زدنم خو گرفته ای و فقط
نگاه می کنی ام از کنار دریا تو
برای هر کسی از عشق بهره ای باشد
برای من چه رقم خورده است ؟ آیا تو ؟
همین شبی که در آنیم کشته خواهم شد
خدا کند برسی تا طلوع فردا تو ..
تویی دلیل نفس های خسته ام یا تو ؟
میان پیرهنت نور می بری همه جا
که مثل ماه درخشنده ای سراپا تو
دو چشم خون جگرم وقف دیدنت شده است
اگرچه داری ازین بیشتر تماشا تو
تو آبشاری و من قایقی پر از هیحان
که بی اراده روانم نفس نفس تا تو
چگونه شعله تنم! کاه را نمی سوزی ؟
عجیب با دل من می کنی مدارا تو
به دست و پا زدنم خو گرفته ای و فقط
نگاه می کنی ام از کنار دریا تو
برای هر کسی از عشق بهره ای باشد
برای من چه رقم خورده است ؟ آیا تو ؟
همین شبی که در آنیم کشته خواهم شد
خدا کند برسی تا طلوع فردا تو ..
- ۲.۳k
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط