me My many years of lov

me: My many years of lov
Part:⑥①

-هوم چیه دلت خواست(پوزخند جذاب لعنتیششششششش)
☆اهم اهم نه (چشمای ضایع)
-هه باشه عزیزم
☆آ راستی تو اینجا چیکار میکنی
-اومدم پیش بابام (نکته پدر میونگ و عموش شریکن)
☆آها
-تو چرا اومدی
☆فعلاً نمیتونم بگم ولی خودت بعدا میفهمی(در آسانسور باز میشه و میونگ سریع یه بوسه سطحی به لب کوک میزنه و خارج میشه)

ویو میونگ
قدم بهش نمیرسید بخاطر همین رو. نک انگشت پا هام وایسادم و سریع یه بوسه سطحی کردمو دویدم به سمت اتاق بابام و سه بار در زدم که اجازه داد رفتم داخل و رو مبل نشستم

(از همین الان بگم هر کی گزارش کنه نشونه سوزش یه جاشه!!)

=دخترم خوش اومدی به طراحی هات که نگاه کردم عاشقشون شدم خیلی قشنگ بودن با ساختوم ساز ها هماهنگ کردم گفتن داخل ¹ماه تمومش میکنن
☆آها باشه ممنونم
=خواهش میکنم
☆لوارم آرایشیم با تم قرمز بودن پس گفتم شرکتمم با تم قرمز باشه
=فکر محشری کردی
☆ممنونم.. پس من میرم
=باشه برو، ماشین داری
☆آره دارم
=خوبه باشه خداحافظ
☆خداحافظ

ویو میونگ
دیدگاه ها (۵)

me: My many years of lovPart:⑥②اسلاید دوم لباس میونگاسلاید س...

me: My many years of lovPart:⑥③ویو میونگرقتم سوار ماشین شدم ...

فداشون بشم من جوری که خوشحال شدم بخاطر کارشون مه دارم عررررر...

me: My many years of lovادامه پارت⑨⑤ جاش نشده بودنیا: ممنون....

فیک 💟❣ پارت ۴ویو میونگ : فک کنم خودش باشه ، ض...

فیک 💌💗 پارت۷ راننده اتوبوس : هی شما دونفر ، اینجا ایستگ...

واکسن؟ویو تهیونگ:مامانم گفته بود من مراقب میونگ باشم چونکه ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط