کاش امشب مهتابی باشد

کاش امشب مهتابی باشد

هوای بارانی دیشب گلویم را میفشرد

مهتابی باشد برق نگاهش مرا مست خواهد کرد

امشب میخواهم دیوانگی کنم

من و جشم های سیاهش با

خیال نازنینش.

منتظرم شب بیاید.

عجب شبی بشود امشب.
دیدگاه ها (۴)

من راهبه ای بی تجربهتو مسیح پاک خیالاتم شدینمیدانم!که جرا ای...

از من می پرسند:حوصله ات از این همه تنهایی سرنمی رود؟؟من هم ج...

اولین کسی بود ک اسم مرا باپسوند بانو خطاب کرد.اولین کسی بود ...

«نگاه ممنوعه»**Part 15 — Almost Like Peace** بعد از رفتن میر...

زندگینامه نووا

«مردی بین ما»پارت ۱۲: «خیالِ خوشبختی» صبحِ روزِ بعد، نورِ مل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط