سالـها بعد ، صاحبِ دختری میشم ! کِه پدرش | طُ | نیستی ...

سالـها بعد ، صاحبِ دختری میشم ! کِه پدرش | طُ | نیستی ... اما دستشُ میگیرم ، از دور بِهش نشونِت میدم میگم اون لعنتیٓ همه یِ روُیایِ دخترونم بود :)
دیدگاه ها (۱)

یه قلب شکسته یه روح پریشون یه عاشق یه تنها یه بی کس یه مجنون...

خوابم میا اما حوصلم نمیشه تا تخت راه برم و این یعنی نهایت گش...

دارم برا ایلی و کیان علوسک میخرم

جیگریه مامان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط