اسمش را ذخیره کردم داخل گوشی...
اسمش را ذخیره کردم داخل گوشی...
زنگ که می خورد...
قندی بود که در دلم آب میشد...
اصلاً از قصد دیر جواب می دادم ...
که بیشتر ذوق کنم...
وقتی می خواستم زنگ بزنم...
لازم نبود اول اسمش را تایپ کنم...
همان سر لیستِ تمامِ اسم ها ...
با افتخار ایستاده بود...
حالا سالهاست که ندارمش!
و هر کجا می بینم...
ناخودآگاه لبخندِ تلخی...
خودش را به زور گوشه ی لبم جا می کند...
زنگ که می خورد...
قندی بود که در دلم آب میشد...
اصلاً از قصد دیر جواب می دادم ...
که بیشتر ذوق کنم...
وقتی می خواستم زنگ بزنم...
لازم نبود اول اسمش را تایپ کنم...
همان سر لیستِ تمامِ اسم ها ...
با افتخار ایستاده بود...
حالا سالهاست که ندارمش!
و هر کجا می بینم...
ناخودآگاه لبخندِ تلخی...
خودش را به زور گوشه ی لبم جا می کند...
- ۴۵۴
- ۱۷ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط