part. ♡2♡

part. ♡2♡


به ا. ت چاقو زدن
اما همین الان کیییی؟

همه اومدن داخل و جیغ و داد میزدن کمی بعد جونکوک وارد سالن شد اما اکصل عملی نشون نداد و بلند داد زد. داستان جدیده و لو داد که نقشه بوده

ا. ت با اخمی به کوک نگاه کردو گفت قرار بود سوپرایز باشه

کوک. وقتی به چشمای ا. ت نگاه کرد قلبش تند تند میزد ولی کوم چون به عشق اعتقادی نداش ا.ت و هول داد و گفت ب م چ من هرکاری میخوام میکنم خانم کوچولو



این دو پارت برای امروز اگه خوشتون اومد تو کامنتا بگید♡_♡
دیدگاه ها (۰)

پارت:¹°°°°°باران با بی‌رحمی به پنجره‌های بلند عمارت جئون می‌...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت پانزدهم: نقشه‌یِ ض...

مافیای من

ابلیس

دکتر مافیا پارت ۱۰

part12

دیدار دوباره ….!)«پارت هفت»

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط