قدم زدن کنار ساحل را تجربه میکنم

قدم زدن کنار ساحل را تجربه میکنم
میگذارم ماسه ها
در لای انگشتانم جشن بگیرند
به موج دریایی که مثل یک آهنگ،
گوش ماهی ها را نوازش میکند لبخند میزنم،
کلاه مترسکی را میدزدم،
میروم و برای خود نقش بازی میکنم
نقش زنی که بوسه هایش را،
هر شب قبل طلوع خورشید،
نذر خیال هایش میکند
دیگر زمانی به ترکیدن بغض هایم نمانده
اخرین لبخندم را که بزنم،
آرام ارام،
بر روی دسته امواجِ دریا،
خواهم خوابید ...
.
مانی_دانته
#عاشقانه
دیدگاه ها (۴)

اما بیایید یک چیزی در گوش‌تان بگویم:رفتن،نبودن،نباید زیاد طو...

تا عطر تنت اینجاست؛نبضم به تو وابسته ست.با بوی نفسهایت؛جانان...

کاش برای ساعتی خدا پدر تو می شدبه مسجد قدیمیِ محله میرفتم وض...

زندگی رادر قماربا چشمانت باختم درهر ورقبا برد منتو دورتر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط