شروع یه فصل جدید برای من....

شروع یه فصل جدید برای من....

بهار با تموم سبزی اش و البته دو رنگی اش... برای من شروع شد...

اما من امسال زیبائی شو تو زمستون و تو اون عشق سپید پیدا کردم...

طبق معمول دل تکونی نکردم... و الان سرشارم...

هنوزم مثل همیشه مجهول زندگیم پر از عشقه

هنوزم یه سنگ جا خوش کرده اینجا...........

هنوزم پرم از منطق پرم از استدلال

هنوزم مثل همیشه عاشقم هنوزم وفادار

درک حضورت مرهم تمام زخم هائیه که بوده و هست و تسکین ناپذیرن

من بی تابم ...

و مثل همیشه تو بی مضایقه هنوزم هستی

به دلم یاد میدهم تنگ نشود... صدایش را در گلو خفه میکنم

یادش میدهم سنگ بماند و سنگ بمیرد

اما آیا گناه بزرگی است که این دل بگیرد و بی تاب دیدنت شود ؟

من که مشتم همیشه پیش تو باز است.

پس ساده نگیر این همه سادگی رو.
دیدگاه ها (۶)

یک لیوان آب چند قرص همه را چشم بسته سر می کشم و می خوابم ...

معنا برای تو نامه ای می نویسم ... دلتنگی که دست از سر دل ب...

یه اتاق تاریک... یه سکوت بهت آلود.. یه آرامش مسموم... یه ...

سلام صبح بخير دوستان گرامي

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط