زن که باشی ،

زن که باشی ،


عاقبت یک جایی ، یک وقتی


به قول شازده کوچولو


دلت اهلیهِ یک نفر می شود !...


و دلت ،


برای نوازش هایش تنگ می شود ؛


حتی برای نوازش نکردنش !


تو می مانی و دلتنگی ها ،


تو می مانی و قلبی که

لحظه های دیدار تند تر می تپد .


سراسیمه می شوی ،


بی دست و پا می شوی ،


دلتنگ می شوی ،


دلواپس می شوی ،


دلبسته می شوی ؛


و می فهمی ،


نمی شود " زن" بود و عاشق نبود ....
دیدگاه ها (۱)

یک شب معمولیباران آرامی پشت پنجره می‌بارید.جونگ‌کوک روی مبل ...

#چندپارتیتا ابد و یک، دوست دارم!جونگین/ا.تP:5اون..اون پسر ال...

.....پارت هفدهم.....

#تکپارتی_درخواستی عنوان: سایه‌ای در خانهنامجون، در حالی که د...

𝙈𝙮 𝙧𝙚𝙙 𝙡𝙞𝙤𝙣 / part³ "توصیف در یک جمله:پناهگاهِ امن"وقتی از د...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷⓿وقتی انسان آموخت که چگونه با رنج هایشتنها بماند...

spanish girl:9. فصل دوم

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط