حموم رفتن من تو زمان 11سالگیم

حموم رفتن من تو زمان 11سالگیم
اولش ميرفتيم تو حمومي كه نه آب سردش معلوم بود نه گرمش يهو آب ميشد ٢٠ درجه زير صفر يه وقتا هم ٦٠ درجه بالا صفر
بعد مادر گرامي با شامپوي پاوه چنان ميوفتاد رو سرمون به طوري كه تموم سلولهاي مغزمون نيم متر جابجا ميشد هر چقدر جيغ و داد ميزديم انگار نه انگار
بدترين مرحله وقتي با كيسه سفت وضخيم با روشور ميفتاد به جونمون
خدا شاهده دو لايه از پوستمون كنده ميشد مامانمون فكر ميكرد چركه بيشتر ادامه ميداد
بماند كه اون وسطا يه كتكي هم ميخورديم
وقتي حموم تموم ميشد كلي لباس تنمون ميكردن يه يقه اسكي هم روش
بعدش از شدت درد و خستگي خوابمون ميبرد همه ميگفتن آخي چه راحت خوابيده
دیدگاه ها (۲۲)

فوری و مهملو رفتن کلیپ 5 دقیقه ای از جلسه خاخام های یهودی در...

:) valla :)

:) :...

گفتم غم تو دارم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط