«عروسک من »
«عروسک من »
Part 15
ویوی محنا :
نمیدونم اما تهیونگ خیلی بهم نزدیک شده نمی دونم اما خیلی داره بهم نزدیک میشه نکنه که عاشقم شده ؟
البته این رو هم بگم که من بچه بودم و آرمی بود تهیونگ لاور بودم ولی خب بازهم نمی دونم که عاشقم هست یانه
رفتاراش خیلی عجیبه می خواد باهم دیگه صمیمی بشیم یا می خواد بهم اعتراف کنه امشب باید باهاش حرف بزنم دیگه
ویوی تهیونگ :
محنا آدم خیلی دقیقی هست هیچکس نمی دونه گواش بزنه و فکر کنم که تا الان متوجه ی رفتار های عجیب و غریب من شده خودم هم خیلی دارم دیگه زیادی پیش میرم می ترسم بهش اعتراف کنم اما ردم کنه چیکار کنم من حالا ؟
ویوی جونگ کوک :
دیدم هم محنا و هم تهیونگ توی فکر هستند محنا که کاملا مشخصه فهمیده رفتار های عجیب و غریب تهیونگ رو و تهیونگ هم قطعا داره به این فکر می کنه که چطوری این کند کاری رو جمع کنه برای اینکه جو عوض بشه گفتم
جونگ کوک : هی بچه ها الان که همه مون هستیم می خواستم بگم که بریم یه مسافرت توی تعطیلات کریسمس ؟
نامجون : آره عالیه من هم سرم خلوته می تونم بیام
جیمین : من هم می تونم خیلی وقته نتونستم که برم مسافرت
جیهوپ : آره من هم می تونم
شوگا : اگر که برام یه اتاق جدا بزارید و بتونم با خیال راحت و بدون هیچ سرو صدایی بخوابم آره منم میام
جین : آره من هم میام
نهال : خوبه پس حالا دونفر نظرشون رو نگفتند محنا و تهیونگ شما دوتا چی ؟ میآید ؟
تهیونگ : آره من اوکی هستم میام
محنا : خیلی خب اگر همه هستند من هم میام
نهال : پس خوبه همه هستند
جونگ کوک : حدودا ۲ روز دیگه را می رفتیم بریم که کریسمس همه اونجا باشیم
نامجون : عالیه پسر
جین : فقط ویلا و جا و مکان چی ؟
جونگ کوک : من یه جا رو می شناسم برامون ردیف می کنه
محنا : خیلی خب پس اوکیه جیهوپ بیا بریم آهنگ رو بنویسیم
جیهوپ : آره موافقم بریم
محنا : هی ما داریم میریم
نهال : کارت کی تموم میشه ؟
محنا : نمیدونم فکر کنم ساعت ۱۲
جیهوپ : تو که گفتی ساعت ۹
محنا : نه کار من و تو ساعت ۹ تموم میشه من خودم باید برم آهنگ هارو چک کنم که ساعت ۱۲ اینا تموم میشه کارم
جیهوپ : آهان باشه خب از اول بگو
Part 15
ویوی محنا :
نمیدونم اما تهیونگ خیلی بهم نزدیک شده نمی دونم اما خیلی داره بهم نزدیک میشه نکنه که عاشقم شده ؟
البته این رو هم بگم که من بچه بودم و آرمی بود تهیونگ لاور بودم ولی خب بازهم نمی دونم که عاشقم هست یانه
رفتاراش خیلی عجیبه می خواد باهم دیگه صمیمی بشیم یا می خواد بهم اعتراف کنه امشب باید باهاش حرف بزنم دیگه
ویوی تهیونگ :
محنا آدم خیلی دقیقی هست هیچکس نمی دونه گواش بزنه و فکر کنم که تا الان متوجه ی رفتار های عجیب و غریب من شده خودم هم خیلی دارم دیگه زیادی پیش میرم می ترسم بهش اعتراف کنم اما ردم کنه چیکار کنم من حالا ؟
ویوی جونگ کوک :
دیدم هم محنا و هم تهیونگ توی فکر هستند محنا که کاملا مشخصه فهمیده رفتار های عجیب و غریب تهیونگ رو و تهیونگ هم قطعا داره به این فکر می کنه که چطوری این کند کاری رو جمع کنه برای اینکه جو عوض بشه گفتم
جونگ کوک : هی بچه ها الان که همه مون هستیم می خواستم بگم که بریم یه مسافرت توی تعطیلات کریسمس ؟
نامجون : آره عالیه من هم سرم خلوته می تونم بیام
جیمین : من هم می تونم خیلی وقته نتونستم که برم مسافرت
جیهوپ : آره من هم می تونم
شوگا : اگر که برام یه اتاق جدا بزارید و بتونم با خیال راحت و بدون هیچ سرو صدایی بخوابم آره منم میام
جین : آره من هم میام
نهال : خوبه پس حالا دونفر نظرشون رو نگفتند محنا و تهیونگ شما دوتا چی ؟ میآید ؟
تهیونگ : آره من اوکی هستم میام
محنا : خیلی خب اگر همه هستند من هم میام
نهال : پس خوبه همه هستند
جونگ کوک : حدودا ۲ روز دیگه را می رفتیم بریم که کریسمس همه اونجا باشیم
نامجون : عالیه پسر
جین : فقط ویلا و جا و مکان چی ؟
جونگ کوک : من یه جا رو می شناسم برامون ردیف می کنه
محنا : خیلی خب پس اوکیه جیهوپ بیا بریم آهنگ رو بنویسیم
جیهوپ : آره موافقم بریم
محنا : هی ما داریم میریم
نهال : کارت کی تموم میشه ؟
محنا : نمیدونم فکر کنم ساعت ۱۲
جیهوپ : تو که گفتی ساعت ۹
محنا : نه کار من و تو ساعت ۹ تموم میشه من خودم باید برم آهنگ هارو چک کنم که ساعت ۱۲ اینا تموم میشه کارم
جیهوپ : آهان باشه خب از اول بگو
- ۴۴۱
- ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط