پارت خون ملکه خاص
پارت 9 خون ملکه خاص
در رو باز کردیم ی پسره مثل جت کوک رو بغل کرد و گفت داداش دلم برات ی ذره شده بود برای همین زودتر اومدم کوک هم متقابل بغلش کرد و گفت منم همین طور که من ی سرفه ای کردم و به در دیوار نگاه کردم که اون پسره گفت
وای کوک این کیه چقدر خوشگل و کیوته
که کوک هم گفت این قرار ملکه من بشه
( علامت پسره * )
* سلام من تهیونگ هستم از آشنایی با شما خرسندم
( دستش رو سمت ا.ت دراز میکنه )
منم که از این حجم با ادبی و مهربونی خشکم زده بود تازه یادم افتاد منم باید خودی نشون بدم پس دستش رو گرفتم و گفتم
سلام منم کیم ا.ت هستم از آشنایی با شما خوشحالم ( ی تعظیم کوتاه و سریع )
- خب مامان اینا کی میان
وقتی کوک اون حرف رو زد محکم زدم تو سرش طوری که تهیونگ خنده اش گرفت و کوک با عصبانیت گفت
هوی چرا می زنی
+ خیر سرت برادرته مجرم که نیست داری اول باز جوییش میکنی ی وقت اگه دعوتش کنی بیاد تو بد نشه برات
بعد راهم رو به سمت مبل ها کج کردم رفتم نشستم و ی پام رو انداختم رو اون یکی و تهیونگ هنوز داشت میخندید
- یعنی این دختر رو بگیری ...
* خب راست میگه بعد مدت ها اومدم خونه ات اینجوری استقبال میکنی
که تهیونگ هم اومد و روی مبل کنار من نشست
« ویو کوک »
نمی دونستم الان چیکار کنم ا.ت اولین دختری بود که منو زده بود پس در رو بستم و سریع رفتم کنارش نشستم گفتم میدونستی اولین دختری هستی که منو زده که سریع مثل بلبل گفت
یک خیلی لوسی که تا حالا کتک نخوردی دو هر چیزی اولین باری داره سه حقت بود ( با نشون دادن 1 2 3 با انگشتش و بعد زبون درازی فرار )
وقتی فرار کرد ناخودآگاه افتادم دنبالش که رفت پشت تهیونگ داد زد کمکم کن اون هیولا میخواد مثل فیلم ها سر هر چی به من دست بزنه
« ویو ا.ت »
وقتی کوک افتاد دنبالم یاد فیلم ها و کتاب هایی که خونده بودم افتادم که اینجور وقت ها پسر ها برای تنبیه کردن دختر ها بهشون با زور دست میزنن پس رفتم پشت تهیونگ و داد زدم کمکم کن اون هیولا میخواد مثل فیلم ها سر هر چی به من دست بزنه
که تهیونگ برگشت با تعجب بهم نگاه کرد و گفت مگه تا حالا این کار رو کرده که گفتم
+ نکرده چون منم تا حالا به حرفاش گوش کردم پس دلیلی نداشته بعدش هم اون فکر میکنه من جزو اموالشم
که کوک سریع گفت
مگه نیستی
وقتی اون حرف رو زد دیگه به حرف قلبم گوش ندادم و مثل خود سابق ام همون دختر سرد و قوی شدم ( نکته : ا.ت توی مبارزه حرف اول رو میزنه چون هر کلاس رزمی که می شناخت ثبت نام کرده بوده و حرفیی شده بوده اگه براتون سوال شده که چرا تو پارت دو یا سه با السا دعوا نکرد چون تو شک حرف های تلخ السا بود )
خیلی آروم و سرد از پشت تهیونگ در اومدم و گفتم
در رو باز کردیم ی پسره مثل جت کوک رو بغل کرد و گفت داداش دلم برات ی ذره شده بود برای همین زودتر اومدم کوک هم متقابل بغلش کرد و گفت منم همین طور که من ی سرفه ای کردم و به در دیوار نگاه کردم که اون پسره گفت
وای کوک این کیه چقدر خوشگل و کیوته
که کوک هم گفت این قرار ملکه من بشه
( علامت پسره * )
* سلام من تهیونگ هستم از آشنایی با شما خرسندم
( دستش رو سمت ا.ت دراز میکنه )
منم که از این حجم با ادبی و مهربونی خشکم زده بود تازه یادم افتاد منم باید خودی نشون بدم پس دستش رو گرفتم و گفتم
سلام منم کیم ا.ت هستم از آشنایی با شما خوشحالم ( ی تعظیم کوتاه و سریع )
- خب مامان اینا کی میان
وقتی کوک اون حرف رو زد محکم زدم تو سرش طوری که تهیونگ خنده اش گرفت و کوک با عصبانیت گفت
هوی چرا می زنی
+ خیر سرت برادرته مجرم که نیست داری اول باز جوییش میکنی ی وقت اگه دعوتش کنی بیاد تو بد نشه برات
بعد راهم رو به سمت مبل ها کج کردم رفتم نشستم و ی پام رو انداختم رو اون یکی و تهیونگ هنوز داشت میخندید
- یعنی این دختر رو بگیری ...
* خب راست میگه بعد مدت ها اومدم خونه ات اینجوری استقبال میکنی
که تهیونگ هم اومد و روی مبل کنار من نشست
« ویو کوک »
نمی دونستم الان چیکار کنم ا.ت اولین دختری بود که منو زده بود پس در رو بستم و سریع رفتم کنارش نشستم گفتم میدونستی اولین دختری هستی که منو زده که سریع مثل بلبل گفت
یک خیلی لوسی که تا حالا کتک نخوردی دو هر چیزی اولین باری داره سه حقت بود ( با نشون دادن 1 2 3 با انگشتش و بعد زبون درازی فرار )
وقتی فرار کرد ناخودآگاه افتادم دنبالش که رفت پشت تهیونگ داد زد کمکم کن اون هیولا میخواد مثل فیلم ها سر هر چی به من دست بزنه
« ویو ا.ت »
وقتی کوک افتاد دنبالم یاد فیلم ها و کتاب هایی که خونده بودم افتادم که اینجور وقت ها پسر ها برای تنبیه کردن دختر ها بهشون با زور دست میزنن پس رفتم پشت تهیونگ و داد زدم کمکم کن اون هیولا میخواد مثل فیلم ها سر هر چی به من دست بزنه
که تهیونگ برگشت با تعجب بهم نگاه کرد و گفت مگه تا حالا این کار رو کرده که گفتم
+ نکرده چون منم تا حالا به حرفاش گوش کردم پس دلیلی نداشته بعدش هم اون فکر میکنه من جزو اموالشم
که کوک سریع گفت
مگه نیستی
وقتی اون حرف رو زد دیگه به حرف قلبم گوش ندادم و مثل خود سابق ام همون دختر سرد و قوی شدم ( نکته : ا.ت توی مبارزه حرف اول رو میزنه چون هر کلاس رزمی که می شناخت ثبت نام کرده بوده و حرفیی شده بوده اگه براتون سوال شده که چرا تو پارت دو یا سه با السا دعوا نکرد چون تو شک حرف های تلخ السا بود )
خیلی آروم و سرد از پشت تهیونگ در اومدم و گفتم
- ۴.۱k
- ۱۷ اسفند ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط