شبیه لرزیدن پوست یک مادیان

شبیه لرزیدن پوست یک مادیان
وقتی گنجشکی بر گرده اش می نشیند
یا لرزیدن دست های مادربزرگ
وقتی چای را
از استکان به نعلبکی می ریخت
برای سرد شدن

مثل لرزیدن آرام یک مزرعه ی چای
در نم نم باران
یا لرزیدن گوشی موبایل
بر میز شیشه ای

می لرزد دل من
... وقتی
نام تو را می شنوم ...
#یغما_گلرویی
#A
دیدگاه ها (۳۴)

سال به سال ...جشن می گیریم که گذشت و رفت !؛)سال جدید به کام...

...:)...

تنهایی...بهتر از بودن با کسیه کهکنارش...احساسه تنهایی کنی:)....

ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺩﺭ ﺍﻋﻤﺎﻕ ﻋﺎﺩﺕ ﻫﺎﻫﯿﭻ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﺎ #ﻣﺮﮒ ﻧﺪﺍﺭﺩ،ﺗﻮ ﻣﺮﺩﻩ ﺍﯼ،ﻓﻘﻂ ...

افسانه‌ی خون و گلقسمت ۸: شکاف در نقابِ آهنیناتاقِ اصلیِ عمار...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 8️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ روی صفحه‌ی گوشی‌ات...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 7️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ آن فاصله، تو نمی‌ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط