تو نیستی و وجودمُ گرفته، شاخۀ خشکِ پیچکِ تنهایی !

تو نیستی و وجودمُ گرفته، شاخۀ خشکِ پیچکِ تنهایی !
دیدگاه ها (۲)

چشمای منتظر به پیچِ جاده، دلهره های دلِ پاک و ساده، پنجره با...

من کیسه ها می دوختم، در حرص زر می سوختم، ترکِ گدارویی کنم، چ...

بیچاره دل که غارت عشقش به باد داد،ای دیده خون ببار که این فت...

اون روزها ما دلی داشتیم واسه بُردن!

«شاخه‌یِ خشکِ پیچکِ تنهایی من،اعتراف می‌کنم هنوز عشقت را رها...

چرا عوض شدی چرا تغییر کردی چرا بزرگ شدی

محراب عباسی : کاوشگر بیدار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط