دستی می زنم در ماه

دستی می زنم در ماه
مشتی مهتاب به صورتم می پاشم
و کمی سرمه ،وام می گیرم از شب
رشته یاسی بر گردن
پولکی بر گوش
سری به رویاهایت می زنم
رویاهایت را به هم می زنم و
بر می گردم

لیوانم را پر می کنم از ماه
خودنویسم را از شب
وتا صبح
از تو می نویسم
دیدگاه ها (۱)

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡﺑﻪ ﻗﺪ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﺩﻭ ﺩﺳﺖﻭ ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ...ﮐﻮﺩﮐﯽ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻦﮐﻪ ﺻﺎ...

لاف می زنم فراموشت کرده ام هنوز تکه ای از عشقت را نگه داشته ...

از چشمهای من هیجان را گرفته ایداین روزها عجب خودتان را گرفته...

تا آخر عمردرگیر من خواهی بودو تظاهر می کنی که نیستیمقایسه تو...

هم اتاقی قدیمی -پارت-۳۷

๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ¹⁰⁰( هشت ماه بعد )...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟵𝟲دستپاچه شدم و خواستم گوشی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط