به گلاب گفتم:چه خوشبویی !

به گلاب گفتم:چه خوشبویی !
گفت : گل بودم
به دست روزگار چیده شدم ،
و در کوره اتش ،
سوختم سوختم سوختم ...
ولی با متانت صبر کردم
کوره خاموش شد
خالص شده بودم
و عزیزتر از پیش !
دیدگاه ها (۱)

‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌وانمود...

☔ ️الهی❄ ️دراین شب سرد زمستانی ☔ ️سلامتی را❄ ️نصیب خانواده ...

👌 صداقت و سادگیانسان را شاعر میکندنه مال و ثروت 🌺 قدر داشته ...

چشم من چشم تورا دید ولی دیده نشد! من همانم که پسندید و پسندی...

تکپارتی از تهیونگ#کپی_ممنوع🚫 #نویسنده_نازلی #تکپارتی_ازتهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط