قشنگ ترین

قشنگ ترین
پستی که خوندم
پیرمردی موبایلشو برد تعمیر کنه،
بعداز مدتی آقای فنی اومد گفت:موبایلت سالمه پدرجان،چیزیش نیست..
پیرمرد با صدای غمگین گفت: پس چرا کسی از بچه هام زنگ نمیزنه...
دیدگاه ها (۱)

you like it پارت⁸لباسش که پایین تخت بود و جلوش گرفت و با صدا...

《اسیر یک قرارداد》پارت ۸مین‌جو: تو اینجا چیکار می‌کنی؟سومیاو ...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

🍰 پارت اول | اولین لبخندصدای زنگ کوچکی که بالای در قنادی نصب...

#ارباب‌سنگدل #پارت_19 ا.ت با چشمای قرمز. از پله ها اومد پ...

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

بهار بدون تو

پارت: 14 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**سرمای سکوهای فلزیِ ورزشگا...

پارت ۲۷ | یه دعوتروز جمعه...آرا از صبح جلوی آینه ایستاده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط