فصل شب دردناک

فصل۲ |شب دردناک|
پارت ۱۴۴


دست هایش را با قاب صورت شوهرش درست کرد و با نزدیک شدن صورتش و گذاشتن ل*ب های داغش رو لب های شوهرش با گرفتن لب پایین شوهرش در میان لب های خودش بیشتر بهش نزدیک شد ..
با جدا شدن اش حس اش را خراب کرد ... جونکوک: چیکار کردی
ات : بوسه منم اینجوریه
تا خداست از رو تخت بلند شه با کشیدن دست اش رو تخت افتاد و با خ*یمه زدن رو همسرش نیشخندی زد ... جونکوک: خودت شروع کردی
شروع به گذاشتن ل*ب هایش رو گردنه دختره
دختره همش می‌خندید و اتاق رو از خنده های دختره بود .. با گفتن هر بار ( نکن آخ درد میکنه ) دوباره می‌خندید با کشیدن ل*ب هایش رو ترقه ها دختره بنده لباس خواب اش را پایین کشید و با خاموش کردن لامپ دیگه با کشیدن لباس های دختره آن شب را باز هم برای خودشان زیبا کردن .
__________

جی کی : شیل موز شیل موز شیل موز شیل موز شیل موز میالن میالن اوماااااا ژود باش اوماااااا
دختره با لیوان به دست از اشپر‌خونه خارج شد و سمته میز رفت
ات : اگه خواب صبح نبود میگفتم دارم خواب میبینم جی کی شیر میخواد خدا یا
جی کی با گذاشت شیر رو میز زود مشغول خوردن اش شد ..
دختره کنار پسرش نشست و مشغول خوردن شد همسرش با استایل محشر اش از پله ها پایین رفت
ات : صبح بخیر عشقم ..
جونکوک: صبح خوشگل ترین دختر دنیا بخیر عشقم ..
سمته صندلی همسرش رفت و پشت اش ایستاد و با بوسیدن گونه زنش سمته پسرش رفت بوسی رو موهایش گذاشت و کنار همسرش نشست ...
ات : بخور تازه املت مورده علاقه ترو درست کردم
جونکوک: زنه خوشگله خودمی
سمته همسرش نزدیک شد و بوسی رو کنج لبش گذاشت دختره خجالت زده به پسرش نگاه کرد که مشغول خوردن املت اش بود..
با گفتن آرامی( زشته جونکوک ) چشم غوری به شوهرش رفت با خنده ای که جونکوک کرد دختره باز همان عصبی بهش نگاه کرد ...
باز هم هر دو مشغول خوردن غذا شدند ..... دختره با یاد آوری چیزی زود گفت ... ات : جونکوک مادر صبح زنگ زد گفت بریم اونجا ...
جونکوک با گذاشت چنگال رو میز روبه همسرش کرد

ببینم چقدر لایک میخوره
دیدگاه ها (۳۱)

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۴۵ات : ایییییی جی کی منو کشتی تووووو ک...

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۴۶اسلاید ۲ لباسه ات اسلاید ۳ میکاپ ات ...

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۴۳جونکوک سمته کمد رفت و با برداشتن لیو...

فصل۲ |شب دردناک|پارت ۱۴۲شوهوآ: منم همین طور از بغل گرم خواهر...

نام فیک:عشق مخفیPart: 24ویو ات*ات. بغل کی افتادم من..؟ *زیر ...

عشق اغیشته به خون )پارت ۲۵۵میون‌شی لبخندی زد و قاشق بعدی را ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط