بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحيم
بِسمِ اللّه الرَّحمنِ الرَّحيم
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّــدٍ وآل مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُمْ وأهْلِك أَعدَائَهُــــــــــــــم اَجمَعين
شهادت پيشواى پنجم شيعيان حضرت امام محمد باقرعليهم السلام را به عموم مسلمين خصوصا صاحت مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه شريف تسليت عرض مينماييم.
* صلوات خاصه امام باقر(ع)
صلوات خاصه امام باقر که از امام حسن عسکری عليه السلام منقول است:
ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﺑﺎﻗﺮ ﺍﻟﻌﻠﻢ ﻭ إﻣﺎﻡ ﺍﻟﻬﺪﯼ ﻭ ﻗﺎﺋﺪ أﻫﻞ ﺍﻟﺘﻘﻮﯼ ﻭ ﺍﻟﻤُﻨﺘﺠﺐ ﻣﻦ ﻋﺒﺎﺩﮎ، ﺍﻟﻠﻬﻢ ﻭ ﮐَﻤﺎ ﺟﻌﻠﺘﻪ ﻋﻠﻤﺎً ﻟﻌﺒﺎﺩﮎ ﻭ ﻣﻨﺎﺭﺍً ﻟﺒﻼﺩﮎ ﻭ ﻣﺴﺘﻮﺩﻋﺎً ﻟﺤﮑﻤﺘﮏ ﻭ ﻣﺘﺮﺟﻤﺎً ﻟﻮﺣﯿﮏ ﻭ أﻣﺮﺕ ﺑﻄﺎﻋﺘﻪ ﻭ ﺣﺬّﺭﺕ ﻣﻦ ﻣﻌﺼﯿﺘﻪ ﻓﺼﻞّ ﻋﻠﯿﻪ ﯾﺎ ﺭﺏ أﻓﻀﻞ ﻣﺎ ﺻﻠّﯿﺖ ﻋﻠﯽ أﺣﺪ ﻣﻦ ﺫﺭیة أﻧﺒﯿﺎﺋﮏ ﻭ أﺻﻔﯿﺎﺋﮏ ﻭ ﺭُﺳﻠﮏ ﻭ أﻣﻨﺎﺋﮏ ﯾﺎ ﺭﺏ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ.
*شناسه امام:
امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعه ى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. (1)
او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم »يعنى «شكافنده ى دانشها»لقب آن گرامى است.
به هنگام تولد هاله يى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.
امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبت به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى رساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين و مادر او بانوى گرامى «ام عبد الله » دختر امام مجتبى عليهم السلام است. (2)
عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن از والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مى آمد او را يگانه وارث آن همه قداست و شجاعت و بزرگوارى مى شناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مى خواندند.
راستگوترين لهجه ها و جذاب ترين چهره ها و بخشنده ترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.
گوشه يى از شرافت و بزرگوارى آن گرامى را در گزارش زير مى خوانيم:
پيامبر (ص) به يكى از ياران پارساى خود«جابر بن عبد الله انصارى »فرمود:
اى جابر!تو زنده مى مانى و فرزندم «محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب »را كه نامش در تورات «باقر»است در مى يابى،بدان هنگام سلام مرا بدو برسان.
پيامبر در گذشت و جابر عمرى دراز يافت و بعدها روزى به خانه ى امام زين العابدين آمد و امام باقر را كه كودكى خرد سال بود ديد،به او گفت:پيش بيا...امام باقر (ع) آمد.
گفت:برو...
امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا كرد و گفت:
به خداى كعبه سوگند آيينه ى تمام نماى پيامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسيد اين كودك كيست؟
فرمود:امام پس از من فرزندم «محمد باقر»است.
جابر برخاست و بر پاى امام باقر بوسه زد و گفت:فدايت شوم اى فرزند پيامبر (ص) ،سلام و درود پدرت پيامبر خدا (ص) رابپذير چه او ترا سلام رسانده است.
ديدگان امام باقر پر از اشك شد و فرمود:
سلام و درود بر پدرم پيامبر خدا باد تا بدان هنگام كه آسمانها و زمين پايدارند و بر تو اى جابر كه سلام او را به من رساندى. (3)
*دانش امام
دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمه ى وحى بود،آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند«جابر بن عبد الله »نزد امام باقر (ع) مى آمد و از آنحضرت دانش فرا مى گرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى كرد:
اى شكافنده ى علوم! گواهى مى دهم تو در كودكى از دانشى خدا داد برخوردارى (4) .
«عبد الله بن عطاء مكى »مى گفت:هرگز دانشمندان را نزد كسى چنان حقير و كوچك نيافتم كه نزد امام باقر عليه السلام،«حكم بن عتيبه »كه در چشم مردمان جايگاه علمى والايى داشت در پيشگاه امام باقر چونان كودكى در برابر آموزگار بود (5) .
شخصيت آسمانى و شكوه علمى امام باقر (ع) چنان خيره كننده بود كه «جابر بن يزيد جعفى »به هنگام روايت از آن گرامى مى گفت:«وصى اوصياء و وارث علوم انبياء محمد بن على بن الحسين مرا چنين روايت كرد...» (6)
مردى از«عبد الله عمر»مساله يى پرسيد و او در پاسخ درماند،به سئوال كننده امام باقر را نشان داد و گفت از اين كودك بپرس و مرا نيز از پاسخ او آگاه ساز.آن مرد از امام پرسيد و پاسخى قانع كننده شنيد و براى «عبد الله عمر»بازگو كرد،عبد الله گفت:اينان خاندانى هستند كه دانششان خداداد است (7) .
«ابو بصير»مى گويد:با امام باقر عليه السلام به مسجد مدينه وارد شديم،مردم در رفت و آمد بودند.امام به من فرمود:از مردم بپرس آيا مرا مى بينند؟از هر كه پرسيدم آيا ابو جعفر را ديده اى پاسخ منفى شنيدم،در حاليكه امام در كنار من ايستاده بود.در اين هنگام يكى از دوستان حقيقى آن حضرت «ابو هارون »كه نابينا بود به مسجد در آمد.امام فرمود:از او نيز بپرس.
از ابو هارون پرسيدم:آيا ابو جعفر را ديدى؟
فورا پاسخ داد:مگر كنار تو نايستاده است؟
گفتم:از كجا دريافتى؟
گفت:چگونه ندانم در حاليكه او نو
اللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّــدٍ وآل مُحَمَّدٍ وَ عَجِّل فَرَجَهُمْ وأهْلِك أَعدَائَهُــــــــــــــم اَجمَعين
شهادت پيشواى پنجم شيعيان حضرت امام محمد باقرعليهم السلام را به عموم مسلمين خصوصا صاحت مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه شريف تسليت عرض مينماييم.
* صلوات خاصه امام باقر(ع)
صلوات خاصه امام باقر که از امام حسن عسکری عليه السلام منقول است:
ﺍﻟﻠﻬﻢ ﺻﻞ ﻋﻠﯽ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻋﻠﯽ ﺑﺎﻗﺮ ﺍﻟﻌﻠﻢ ﻭ إﻣﺎﻡ ﺍﻟﻬﺪﯼ ﻭ ﻗﺎﺋﺪ أﻫﻞ ﺍﻟﺘﻘﻮﯼ ﻭ ﺍﻟﻤُﻨﺘﺠﺐ ﻣﻦ ﻋﺒﺎﺩﮎ، ﺍﻟﻠﻬﻢ ﻭ ﮐَﻤﺎ ﺟﻌﻠﺘﻪ ﻋﻠﻤﺎً ﻟﻌﺒﺎﺩﮎ ﻭ ﻣﻨﺎﺭﺍً ﻟﺒﻼﺩﮎ ﻭ ﻣﺴﺘﻮﺩﻋﺎً ﻟﺤﮑﻤﺘﮏ ﻭ ﻣﺘﺮﺟﻤﺎً ﻟﻮﺣﯿﮏ ﻭ أﻣﺮﺕ ﺑﻄﺎﻋﺘﻪ ﻭ ﺣﺬّﺭﺕ ﻣﻦ ﻣﻌﺼﯿﺘﻪ ﻓﺼﻞّ ﻋﻠﯿﻪ ﯾﺎ ﺭﺏ أﻓﻀﻞ ﻣﺎ ﺻﻠّﯿﺖ ﻋﻠﯽ أﺣﺪ ﻣﻦ ﺫﺭیة أﻧﺒﯿﺎﺋﮏ ﻭ أﺻﻔﯿﺎﺋﮏ ﻭ ﺭُﺳﻠﮏ ﻭ أﻣﻨﺎﺋﮏ ﯾﺎ ﺭﺏ ﺍﻟﻌﺎﻟﻤﯿﻦ.
*شناسه امام:
امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمين پيشواى ما،جمعه ى نخستين روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدينه چشم به جهان گشود. (1)
او را«محمد»ناميدند و«ابو جعفر»كنيه و«باقر العلوم »يعنى «شكافنده ى دانشها»لقب آن گرامى است.
به هنگام تولد هاله يى از شكوه و عظمت نوزاد اهل بيت را فرا گرفته بود و همچون ديگر امامان پاك و پاكيزه به دنيا آمد.
امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبت به پيامبر و حضرت على و زهرا عليهم السلام مى رساند،زيرا پدر او امام زين العابدين فرزند امام حسين و مادر او بانوى گرامى «ام عبد الله » دختر امام مجتبى عليهم السلام است. (2)
عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخن از والايى هاشميان و علويان و فاطميان به ميان مى آمد او را يگانه وارث آن همه قداست و شجاعت و بزرگوارى مى شناختند و هاشمى و علوى و فاطميش مى خواندند.
راستگوترين لهجه ها و جذاب ترين چهره ها و بخشنده ترين انسانها برخى از ويژگيهاى امام باقر عليه السلام است.
گوشه يى از شرافت و بزرگوارى آن گرامى را در گزارش زير مى خوانيم:
پيامبر (ص) به يكى از ياران پارساى خود«جابر بن عبد الله انصارى »فرمود:
اى جابر!تو زنده مى مانى و فرزندم «محمد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب »را كه نامش در تورات «باقر»است در مى يابى،بدان هنگام سلام مرا بدو برسان.
پيامبر در گذشت و جابر عمرى دراز يافت و بعدها روزى به خانه ى امام زين العابدين آمد و امام باقر را كه كودكى خرد سال بود ديد،به او گفت:پيش بيا...امام باقر (ع) آمد.
گفت:برو...
امام باز گشت.جابر اندام و راه رفتن او را تماشا كرد و گفت:
به خداى كعبه سوگند آيينه ى تمام نماى پيامبر است.آنگاه از امام سجاد پرسيد اين كودك كيست؟
فرمود:امام پس از من فرزندم «محمد باقر»است.
جابر برخاست و بر پاى امام باقر بوسه زد و گفت:فدايت شوم اى فرزند پيامبر (ص) ،سلام و درود پدرت پيامبر خدا (ص) رابپذير چه او ترا سلام رسانده است.
ديدگان امام باقر پر از اشك شد و فرمود:
سلام و درود بر پدرم پيامبر خدا باد تا بدان هنگام كه آسمانها و زمين پايدارند و بر تو اى جابر كه سلام او را به من رساندى. (3)
*دانش امام
دانش امام باقر عليه السلام نيز همانند ديگر امامان از سر چشمه ى وحى بود،آنان آموزگارى نداشتند و در مكتب بشرى درس نخوانده بودند«جابر بن عبد الله »نزد امام باقر (ع) مى آمد و از آنحضرت دانش فرا مى گرفت و به آن گرامى مكرر عرض مى كرد:
اى شكافنده ى علوم! گواهى مى دهم تو در كودكى از دانشى خدا داد برخوردارى (4) .
«عبد الله بن عطاء مكى »مى گفت:هرگز دانشمندان را نزد كسى چنان حقير و كوچك نيافتم كه نزد امام باقر عليه السلام،«حكم بن عتيبه »كه در چشم مردمان جايگاه علمى والايى داشت در پيشگاه امام باقر چونان كودكى در برابر آموزگار بود (5) .
شخصيت آسمانى و شكوه علمى امام باقر (ع) چنان خيره كننده بود كه «جابر بن يزيد جعفى »به هنگام روايت از آن گرامى مى گفت:«وصى اوصياء و وارث علوم انبياء محمد بن على بن الحسين مرا چنين روايت كرد...» (6)
مردى از«عبد الله عمر»مساله يى پرسيد و او در پاسخ درماند،به سئوال كننده امام باقر را نشان داد و گفت از اين كودك بپرس و مرا نيز از پاسخ او آگاه ساز.آن مرد از امام پرسيد و پاسخى قانع كننده شنيد و براى «عبد الله عمر»بازگو كرد،عبد الله گفت:اينان خاندانى هستند كه دانششان خداداد است (7) .
«ابو بصير»مى گويد:با امام باقر عليه السلام به مسجد مدينه وارد شديم،مردم در رفت و آمد بودند.امام به من فرمود:از مردم بپرس آيا مرا مى بينند؟از هر كه پرسيدم آيا ابو جعفر را ديده اى پاسخ منفى شنيدم،در حاليكه امام در كنار من ايستاده بود.در اين هنگام يكى از دوستان حقيقى آن حضرت «ابو هارون »كه نابينا بود به مسجد در آمد.امام فرمود:از او نيز بپرس.
از ابو هارون پرسيدم:آيا ابو جعفر را ديدى؟
فورا پاسخ داد:مگر كنار تو نايستاده است؟
گفتم:از كجا دريافتى؟
گفت:چگونه ندانم در حاليكه او نو
- ۵۵.۹k
- ۰۹ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط