........

........
بیا ای دلبر شیرین
نگاهم کن بهارانم
وداع اخره انگار
برای اینه گریانم
هنوزم حسرتم اینه
ک اغوشت پناهم نیست
دلم میسوزه از غصه
ک شونت تکیه گاهم نیست
ندارم دست گرمت را
پر از حزنم پر از اندوه
برای باور این غم
شدم دل سنگ همچون کوه .........
دیدگاه ها (۲)

..........انچنان غرق تمنا بودم ک ندیدم نگران شد زغممبسته شد ...

.............با تووو تمومه قلب شکستمو سردی دستامبغض گلومو هر...

..........گفتم عاشق شدم گفتن وای خدا مرگم بده این معصیتهگفتم...

............انقدر درهای عشقش را ب رویم بستک حال ب هر در بسته...

وقتی گفته بودن باید جداشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط