ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو

ناز کن شیرین غزل بس ناز دارد چشم تو
حس لذت آور شهناز دارد چشم تو

می نوازد روح را دیدار گرم چشمهات
یک نگه شیرینی اواز دارد چشم تو

کار حیرت اوری در چشمهایت دیده ام
دختر پیغمبری؟ اعجاز دارد چشم تو

در نگاهت خوانده ام اشعار نغز “خواجه” را
جلوه های گلشن شیراز دارد چشم تو

پشت چشمان سیاهت روشنی خوابیده است
یک چمن،یک باغ چشم انداز دارد چشم تو

می برد عطر نگاهت عقل و هوشم را،مگر
شیشه ی عطر غزل را باز دارد چشم تو
دیدگاه ها (۲)

“بعضی چیزها رو نه دیگه میشه داشت نه میشه ساختشون فقط با یادش...

چقدرخوبه که یک خواهر و برادر با هم بزرگ بشن و با هم بخندن! ح...

افسانه چشمهایت

تو اگر در تپش باغ، خدا را ديدیهمت كن و بگو:ماهی‌ها حوض‌شان ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط