باز هم پنجشنبه و بار دگر

باز هم پنجشنبه و بار دگر
دل هوای خانه ات کرده پدر
باز پنجشنبه شد،و دل بیقرار
من گرفتار غم فقدان یار
دل که از داغ پدر دلخون شده
چشمهایم همچنان جیحون شده
کاش میشد تا شبی وقت سحر
غرق آغوشت بخوابم ای پدر
رفتی و آتش به جانم زد غمت
درد را تا استخوانم زد غمت
من همان شیدای محزون توام
دختر زیبای دلخون توام
کاش میشد باز برگردد بهار
فصل گیلاس و من و دیدار یار
یار من بابای خوبم بود و بس
هم شمال و هم جنوبم بود و بس
تا همیشه داغدارت مانده ام
تا ابد روی قرارت مانده ام
یا بیا بار دیگرپیشم نشین
یا بیا من را ببر ای نازنین
شادی روح عزیزانتون وبابای من صلوات😭😭
دیدگاه ها (۵۸)

غم مرگ پدر کوچک غمی نیستجگر می سوزد و درد کمی نیستپدر زیبا گ...

بر لبم بعد از تو دیگر جای یک لبخندنیستگوشهای خسته از مردم! ک...

پدرم لبخندی است در چار چوب قاب .    پدرم خوابی شیرین است که ...

جا مانده ام با خاطراتت روی این گوشی..گاهی خدا باید دهد قدری ...

پارت ۳۵همه برنامه عروسی را چیدند، همه مهمان ها را دعوت کردند...

پارت ۱۷(خب دیگه خیلی خندیدیم میخوام بزنم داستانو از ریشه بپو...

پارت ۳۳به گفته ی ناروتو، از وقتی که با ساسکه وارد رابطه شد ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط