PART

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ


#PART_193🎀•
دلبر كوچولو

-اجازه نداری وارد اینجا بشی مرتیکه شاید سر من روسری نباشه تو جای من میری جهنم؟

-خیلی وحشی شدی
نزدیکم شد نگاهی به چشمام کرد
-کاری نکن که باهات کاری کنم که هر روز ارزوی یک زندگی عادی بکنی

تنم لرزید همه صحنه های کتک پدرم و اذیتای نرگس جلوی چشمام میومد
-ولـ...ـم کن
دستش روی شونه‌ام گذاشت

-نمیخوام تو که از یک حرف منم کل تنت میلرزه غلط میکنی بزرگتر از دهنت حرف میزنی تویی که هیچکس کاری نداری حتی اگه بکشمتم صداش هیچ جا بالا نمیاد حق نداری حرفی بزنی

از بی رحمیش متنفر بودم اشک از چشمام چکید
-ازت متنفرم

با سرعت بالایی شروع کردم به دویدن

#ارسلان
با دیدن اشک تو چشماش لحظه کل تنم منقبض شد ولی بازم به بی رحمیم ادامه دادم

به خودم اومدم دیدم من تنها ایستادم و نیکا جلوم دستش جلوی دهنش گرفته گریه میکنه
-اقا ارسلان شما خیلی اذیتش کردید اون شمارو.....

-من و چی؟ یک رعیت بی مصرف
چشماش لرزید
-راست میگفتن شما هم مثل برادرتونید

نمیتونستم بگم نه من مثل اون نیستم اون خیلی بده اون همیشه در حال خورد کردن و دستور دادن به منه

-نمیخوام بشنوم این مضخرفاتو من ارباب این روستام
دیدگاه ها (۱)

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫ ...

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫ ...

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫ ...

֗  ֗   ִ  ۫   ˑ      ֗   ִ       ᳝ ࣪     ִ  ۫   ˑ  ֗   ִ  ۫ ...

مافیایه عشق P:14هیونجین لبهایش رو روی لبهای فلیکس گذاشت و ار...

Part¹⁶Dance with Devil با صدایی که بغض توش می چرخید گفت _ ی...

#چندپارتی #لینو#استری_کیدز{My enemy}part²⁰.....ویو ا.ت به سخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط