و آغوشـت

و آغوشـت
اندک جایی، برای زیستن،
اندک جایی، برای مُـردن ....
دیدگاه ها (۱)

آهاے ڪــــــٰــــافٍه چے…! حٍساب ڪٌن ⇦یٍڪ ڪٍیڪٍ ...

واژه واژه این غزل را غرق مهرت میکنمدین و دنیای منی قصد سجودت...

هر صبح که پنجره ی اتاقم رو به آسمان باز میشود، در آبی بینها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط