آیدل جذاب من
آیدل جذاب من
پارت⁷¹
ویو آنا
صبح از خواب بلند شدم و گوشیمو چک کردم که با پیام تهیونگ مواجه شدم
تهیونگ:امروز قراره بانومو ببینم!
داغ شدن گوننه هامو احساس کردم با لبخند تایپ کردم
آنا:مثل اینکه منم قراره یه آقای جذاب رو ببینم
گوشی رو خاموش کردم و شروع به آماده شدن کردم
یه پیراهن کوتاه چری پوشیدم و کفشی که به لباسم بیاد برداشتم و موهامو صاف کردم و باز گذاشتم و آرایش محوی کردم و بعد از زدن ادکلن بیرون رفتم
ویو آلیسا
امروز حس عجیبی داشتم،انگار قرار بود اتفاقی بیوفته
محل ندادم و یه شلوار بگ مشکی و کراپ مشکی برداشتم و پوشیدم،موهامو بالا بستم و آرایش محوی کردم،ادکلن زدم و بیرون رفتم
ویو ات
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم که به ترافیک خوردیم
ات:هوف!الان چه موقع ترافیکه اخه!
آلیسا:شاید دوباره یه مشکلی پیش اومده
آنا:شاید
داشتم بیرون رو تماشا میکزدم که با عکسی که دیدم چشام از حدقه زد بیرون
سمت آنا برگشتم که بیخیال داشت جلوشو نگاه میکرد که
ادامه دارد...
پارت⁷¹
ویو آنا
صبح از خواب بلند شدم و گوشیمو چک کردم که با پیام تهیونگ مواجه شدم
تهیونگ:امروز قراره بانومو ببینم!
داغ شدن گوننه هامو احساس کردم با لبخند تایپ کردم
آنا:مثل اینکه منم قراره یه آقای جذاب رو ببینم
گوشی رو خاموش کردم و شروع به آماده شدن کردم
یه پیراهن کوتاه چری پوشیدم و کفشی که به لباسم بیاد برداشتم و موهامو صاف کردم و باز گذاشتم و آرایش محوی کردم و بعد از زدن ادکلن بیرون رفتم
ویو آلیسا
امروز حس عجیبی داشتم،انگار قرار بود اتفاقی بیوفته
محل ندادم و یه شلوار بگ مشکی و کراپ مشکی برداشتم و پوشیدم،موهامو بالا بستم و آرایش محوی کردم،ادکلن زدم و بیرون رفتم
ویو ات
سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم که به ترافیک خوردیم
ات:هوف!الان چه موقع ترافیکه اخه!
آلیسا:شاید دوباره یه مشکلی پیش اومده
آنا:شاید
داشتم بیرون رو تماشا میکزدم که با عکسی که دیدم چشام از حدقه زد بیرون
سمت آنا برگشتم که بیخیال داشت جلوشو نگاه میکرد که
ادامه دارد...
- ۱۲۴
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط