هر چه کردم تا بماند در کنارم باز رفت

هر چه کردم تا بماند در کنارم باز رفت
خوب می دانست بی او بی قرارم باز رفت

دید همچون برگ زردی روی خاک افتاده ام
دید درگیر خزان روزگارم باز رفت


گرچه میدانست وقت بغض هاو اشکها
سر به روی شانه ی کی میگذارم باز رفت!


آمد و پیشم نشست و دید دارم غرق خون
زخم دست دوستان را می‌شمارم باز رفت

سالها گفتم نرو عمرم که بعد از رفتنت
دست بیرحم اجل را میفشارم باز رفت
دیدگاه ها (۱)

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :دوستِ خیانت کار صدای تپش قلب «...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁴اما من هنوز نمی‌فهمیدم دلیل این رفتار...

پارت دو

سانزو مردمک چشاش گشاد شد و دستش کذاشت روی دهنش و چشماش سیاهی...

از دشمنان تا عاشقان

🖤 قفس سیاهپارت دوازدهم | ملاقاتلانا تمام شب خوابش نبرد.پیام ...

چشاتو ببند…فکر کن همین الان در باز بشه و آقا وارد بشن…همون ل...

سایه ای در راه رو های نقره ای

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸³شاید قضیه مرگ و زندگی بود که به...

هر چه کردم تا بماند در کنارم باز رفتخوب می دانست بی او بی قر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط