اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

اصلاً قبول حرف شما، من روانی‌ام

من رعد و برق و زلزله‌ام؛ ناگهانی‌ام

 

این بیت‌های تلخِ نفس‌گیرِ شعله‌خیز

داغ شماست خیمه زده بر جوانی‌ام

 

رودم؛ اگر چه بی‌تو به دریا نمی‌رسم

کوهم؛ اگر چه مردنی و استخوانی‌ام

 

من کز شکوه روسری‌ات کم نمی‌کنم

من، این من غبار؛ چرا می‌تکانی‌ام؟

 

بگذار روی دوش تو باشد یکی دو روز

این سر که سرشکسته ی نامهربانی‌ام

 

کوتاه شد سی و سه پل و دو پلش شکست

از بعد رفتنت گل ابروکمانی‌ام

 

شاعر شنیدنی است ولی دست روزگار

نگذاشت این که بشنوی‌ام یا بخوانی‌ام

 

این بیت آخر است، هوا گرم شد؛ بخند

من دوست‌دار بستنی زعفرانی‌ام

 

# عاشقانه ...
دیدگاه ها (۱)

از آن روزی که بخشیدم به چشمانت دل خود رابه چشم خویش میبینم ه...

عشق بعضی وقتها از درد دوری بهتر استبی قرارم کرده و گفته صبور...

دست و پا بسته و رنجور به چاه افتادنبه از آن است که در دام نگ...

یک سینه حرف هست، ولی نقطه‌چین بس استخاتون دل و دماغ ندارم......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط