داغت به عدم میبرم و چاره ندارم

داغت به عدم می‌برم و چاره ندارم

ای‌گل!
تو چه بودی‌ که منت باز ندیدم

#بیدل_دهلوی
#دلنوشته
@hod_hoood
دیدگاه ها (۳)

صد فصلبهار آید وبیرون ننهم گامترسمکه بیایی تو ودر خانه نباشم...

باز کن پنجره رامن تو را خواهم بردبه سر رود خروشان حیاتآب این...

دلم می خواهد باران ببارد وصدای پاهایت را قطره های باران به خ...

شبی نالم شبی شبگیر نالمز جور یار و چرخ پیر نالمگهی همچون پلن...

ای آن که مرا ز آب و گل ساخته ایدر ورطه ای منت و غم انداخته ا...

عاشقانه

گشنمه_وای حوصله ندارم پاشم برم ببینم تو بخیال چی داریم که ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط