من چه میدانم سرانگشتش چهکرد

مَن چه می‌دانَم سرانگشتش چه‌کرد
در میانِ خرمنِ گیسویِ من...

آنقدر دانَم که این آشفتگی
زآن سبب افتاده انـدر مـویِ من ..😘


👤فروغ‌فرخزاد

(( لازم شد بگم:
قهر نكنيد هيچوقت ،
هميشه يه نفر هست كه پير ميشه سر نخنديدناتون ...))
#خاص #قشنگ
دیدگاه ها (۱)

گفتم:"دستانتان چه‌‌قدر سردند!"بى‌‌تأمل جواب داد:‏"گرمش كنيد"...

بامَت‌ بُلـَند باد که دلتنگی ات مرااز هرچه هست غیر تو سخت بی...

پشت هم شعر نوشتم که بخوانی، خواندی؟بغض کردم که ببینی و بمانی...

به قول بابام عشق آینه نیست که طرفت خندید تو هم بخندی، اخم کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط