مادرم درحرمت بین دعاگفت: حسین
مادرم درحرمت بین دعاگفت: حسین
پدرم وقت زیارت به خداگفت: حسین
یک نفردرپس دیواربقیع گفت: حسین
دیگری درحرم کرب وبلا گفت: حسین
دست سائل به در صحن شما میکوبد
شاه هستی وببین بازگداگفت: حسین
نوکری که به دلش داغ زیارت ماندو
ناامید از همه وازهمه جاگفت: حسین
نوکری که به غم عشق توبیمار شدو
بین آن روضه به امیدشفاگفت: حسین
نوکری که وسط هروله هاگفت:حسین
باتعجب پدرش گفت:کجا گفت: حسین
صحن سقا، حرم عشق، دم شش گوشه
زیر آن قبه ودر شور و نوا گفت: حسین
وهمان کس که کنارحرمت جان دادو
وهمان تک نفس خاتمه راگفت: حسین
درشب اول قبرش که رسید اربابش
نوکرایستادوبه اوگفت شما !! گفت حسین
✨
پدرم وقت زیارت به خداگفت: حسین
یک نفردرپس دیواربقیع گفت: حسین
دیگری درحرم کرب وبلا گفت: حسین
دست سائل به در صحن شما میکوبد
شاه هستی وببین بازگداگفت: حسین
نوکری که به دلش داغ زیارت ماندو
ناامید از همه وازهمه جاگفت: حسین
نوکری که به غم عشق توبیمار شدو
بین آن روضه به امیدشفاگفت: حسین
نوکری که وسط هروله هاگفت:حسین
باتعجب پدرش گفت:کجا گفت: حسین
صحن سقا، حرم عشق، دم شش گوشه
زیر آن قبه ودر شور و نوا گفت: حسین
وهمان کس که کنارحرمت جان دادو
وهمان تک نفس خاتمه راگفت: حسین
درشب اول قبرش که رسید اربابش
نوکرایستادوبه اوگفت شما !! گفت حسین
✨
- ۱.۳k
- ۰۲ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط