[ از غصه لبریزم ولی حرفی نمیگویم دگر

[ از غصه لبریزم ولی حرفی نمیگویم دگر
این بیخیالی و سکوت از غصه خوردن بهتر است ]
دیدگاه ها (۱)

من از روئیدن خارِ سر دیوار دانستمکه ناکس، کس نمی‌گردد، بدین ...

دیر سین زدن کلاس نداره...

"و چگونه بود که به هرکجا می‌رسیدیم اندوه‌مان پیش از ما آنجا ...

روزایی که بیشتر از همه به خودت عشقمی‌ورزی، خورشید روشن تر می...

از یه جایی به بعد دیگه هیچ تلاشی نمیکنی، اشکاتو حروم نمیکنی،...

چرا ز پرچم سرخِ قیام حرفی نیستبه حرف هم دگر، از انتقام حرفی ...

*اونجا که مصطفی غلامی میگه:نه این که حرفی نباشد، هستخیلی هم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط