به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد

که تو رفتی ودلم ثانیه ای بند نشد

لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم

هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد

با چراغی همه جا گشتم وگشتم در شهر

هیچ کس هیچ کس اینجا به تو مانند نشد

هر کسی در دل من جای خودش را دارد

جانشین تو در این سینه خداوند نشد

خواستند از تو بگویند شبی شاعرها

عاقبت با قلم شرم نوشتند:نشد!
دیدگاه ها (۱)

.

.

نزدیک غروب هیجان آور کوچهمن باز به شوق تو نشستم سر کوچهگل ها...

گفتم آرام بیا ، چون دل من ویران استاندکی صبر ، نگاهم به شما ...

خواستند از تو بگویند شبی شاعر هاعاقبت با قلم شرم نوشتند، نشد...

آقا جان...عراقی‌ها برای بدرقه‌ات سنگ‌تمام گذاشتند...آقا جان،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط